utternesses

[ایالات متحده]/ʌtəˈnɛsɪz/
[بریتانیا]/ʌtəˈnɛsɪz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت کامل بودن

جملات نمونه

her utternesses revealed her true feelings.

اظهارات او احساسات واقعی او را نشان داد.

his utternesses during the meeting were unexpected.

اظهارات او در طول جلسه غیرمنتظره بود.

she spoke with such utternesses that everyone listened.

او با چنان جدیت و صراحت صحبت کرد که همه گوش دادند.

his utternesses often sparked interesting discussions.

اظهارات او اغلب جرقه بحث های جالب را روشن می کرد.

the utternesses of the speaker captivated the audience.

اظهارات سخنران مخاطبان را مجذوب خود کرد.

her utternesses were filled with passion and conviction.

اظهارات او سرشار از شور و اطمینان بود.

they exchanged utternesses that changed their perspectives.

آنها با یکدیگر صحبت کردند که دیدگاه های آنها را تغییر داد.

his utternesses often left a lasting impression.

اظهارات او اغلب تأثیر ماندگاری بر جای گذاشت.

in her utternesses, she conveyed deep wisdom.

در اظهارات او، او حکمت عمیقی را منتقل کرد.

the utternesses of the poem resonated with many.

اظهارات شعر با بسیاری از افراد همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید