uvea

[ایالات متحده]/ˈjuːviə/
[بریتانیا]/ˈjuːviə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه رنگدانه‌ای چشم که شامل عنبیه، بدن مژگانی و مشیمیه است
Word Forms
جمعuveas

عبارات و ترکیب‌ها

anterior uvea

عنبیه قدامی

posterior uvea

عنبیه خلفی

uvea inflammation

التهاب عنبیه

uvea disease

بیماری عنبیه

uvea structure

ساختار عنبیه

uvea anatomy

آناتومی عنبیه

uvea function

عملکرد عنبیه

uvea surgery

جراحی عنبیه

uvea examination

معاینه عنبیه

uvea treatment

درمان عنبیه

جملات نمونه

the uvea is an essential part of the eye.

غده‌ی اُویئا بخش ضروری چشم است.

infections can affect the uvea.

عفونت‌ها می‌توانند بر غده‌ی اُویئا تأثیر بگذارند.

the uvea contains blood vessels.

غده‌ی اُویئا حاوی عروق خونی است.

uveitis is inflammation of the uvea.

یووییت، التهاب غده‌ی اُویئا است.

doctors often examine the uvea during eye exams.

پزشکان اغلب غده‌ی اُویئا را در طول معاینات چشم بررسی می‌کنند.

the uvea plays a role in regulating light.

غده‌ی اُویئا در تنظیم نور نقش دارد.

understanding the uvea is important for eye health.

درک غده‌ی اُویئا برای سلامت چشم مهم است.

damage to the uvea can lead to vision problems.

آسیب به غده‌ی اُویئا می‌تواند منجر به مشکلات بینایی شود.

uveal melanoma is a rare type of cancer.

ملانوم غده‌ی اُویئا یک نوع نادر سرطان است.

the uvea helps maintain intraocular pressure.

غده‌ی اُویئا به حفظ فشار داخل چشم کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید