valuated

[ایالات متحده]/ˈvæljuːeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈvæljuˌeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشتهٔ ارزش‌گذاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

valuated assets

دارایی‌های ارزیابی‌شده

valuated property

ملک ارزیابی‌شده

valuated inventory

موجودی ارزیابی‌شده

valuated investments

سرمایه‌گذاری‌های ارزیابی‌شده

valuated services

خدمات ارزیابی‌شده

valuated company

شرکت ارزیابی‌شده

valuated goods

کالا‌های ارزیابی‌شده

valuated projects

پروژه‌های ارزیابی‌شده

valuated market

بازار ارزیابی‌شده

جملات نمونه

the property was valuated at a higher price than expected.

املاک با قیمتی بالاتر از حد انتظار ارزش‌گذاری شد.

she had her artwork valuated by a professional appraiser.

او آثار هنری خود را توسط یک کارشناس حرفه‌ای ارزش‌گذاری کرد.

the company's assets were valuated before the merger.

دارایی‌های شرکت قبل از ادغام ارزش‌گذاری شد.

it's important to have your investments valuated regularly.

معتبر است که سرمایه‌گذاری‌های خود را به طور منظم ارزش‌گذاری کنید.

the antique was valuated for insurance purposes.

شیء عتیقه برای اهداف بیمه ارزش‌گذاری شد.

after being valuated, the car's worth surprised the owner.

پس از ارزش‌گذاری، ارزش خودرو صاحب را شگفت‌زده کرد.

the stocks were valuated based on market trends.

سهام بر اساس روند بازار ارزش‌گذاری شد.

before selling, she had her jewelry valuated by an expert.

قبل از فروش، او جواهرات خود را توسط یک متخصص ارزش‌گذاری کرد.

the land was valuated for potential development.

زمین برای توسعه احتمالی ارزش‌گذاری شد.

they needed to have their business valuated for a loan application.

آنها برای درخواست وام به ارزش‌گذاری کسب و کار خود نیاز داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید