vans

[ایالات متحده]/[vɑːnz]/
[بریتانیا]/[vɑːnz]/

ترجمه

n. وسیله‌ای برای حمل و نقل کالا، معمولاً با فضای بسته در عقب؛ اتوبوس کوچکی برای حمل و نقل مردم؛ یک برند از کفش‌ها و پوشاک اسکیت‌بوردینگ

عبارات و ترکیب‌ها

vans shoes

کفش‌های ونس

rent vans

اجاره ون

driving vans

رانندگی با ون

vans store

فروشگاه ونس

new vans

ونس جدید

vans sale

فروش ونس

vans collection

کلکسیون ونس

vans skateboard

اسکیت‌بورد ونس

bought vans

خرید ونس

vans brand

برند ونس

جملات نمونه

we need to rent vans for the weekend camping trip.

ما برای سفر کمپینگ آخر هفته نیاز به اجاره ون داریم.

the moving company uses large vans to transport furniture.

شرکت حمل و نقل از ون‌های بزرگ برای حمل مبلمان استفاده می‌کند.

they packed the vans full of equipment for the concert.

آنها ون‌ها را پر از تجهیزات برای کنسرت بستند.

the school vans transported the children on the field trip.

ون‌های مدرسه کودکان را در سفر یک‌روزه جابجا کردند.

he customized his vans with unique paint and accessories.

او ون‌های خود را با رنگ و لوازم جانبی منحصر به فرد سفارشی کرد.

the delivery vans arrived with the online order packages.

ون‌های تحویل با بسته‌های سفارش آنلاین رسیدند.

we loaded the vans with boxes of donations for the charity.

ما ون‌ها را با جعبه‌های اهدایی برای خیریه بارگیری کردیم.

the company purchased new vans to expand their business.

شرکت برای گسترش کسب و کار خود ون‌های جدید خریداری کرد.

park the vans in the designated area near the loading dock.

ون‌ها را در منطقه تعیین شده نزدیک اسکله بارگیری پارک کنید.

the security team inspected the vans before the event.

تیم امنیتی قبل از رویداد ون‌ها را بازرسی کرد.

they drove the vans across the country for the job.

آنها برای این کار ون‌ها را در سراسر کشور رانندگی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید