varix

[ایالات متحده]/ˈværɪks/
[بریتانیا]/ˈværɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ورم غیرعادی در یک رگ؛ واریس، به ویژه در یک رگ
Word Forms
جمعvarixes

عبارات و ترکیب‌ها

varix treatment

درمان واریس

varix removal

جراحی برداشتن واریس

varix symptoms

علائم واریس

varix diagnosis

تشخیص واریس

varix complications

عوارض واریس

varix management

مدیریت واریس

varix surgery

جراحی واریس

varix causes

علت واریس

varix prevention

جلوگیری از واریس

varix evaluation

ارزیابی واریس

جملات نمونه

the doctor diagnosed her with a varix in her leg.

پزشک او را به دلیل وجود یک واریس در پای او تشخیص داد.

varix can lead to serious complications if untreated.

اگر درمان نشود، واریس می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

she underwent surgery to remove the varix.

او برای برداشتن واریس تحت عمل جراحی قرار گرفت.

compression stockings can help manage varix symptoms.

جوراب‌های فشاری می‌توانند به مدیریت علائم واریس کمک کنند.

varix is often associated with prolonged standing.

واریس اغلب با ایستادن طولانی مدت همراه است.

he experienced pain due to a varix in his leg.

او به دلیل وجود واریس در پای خود درد را تجربه کرد.

regular exercise can help prevent varix formation.

ورزش منظم می‌تواند به جلوگیری از تشکیل واریس کمک کند.

she was advised to elevate her legs to reduce varix discomfort.

به او توصیه شد تا پاها را بالا نگه دارد تا ناراحتی واریس را کاهش دهد.

varix can occur during pregnancy due to increased pressure.

واریس می‌تواند در دوران بارداری به دلیل افزایش فشار رخ دهد.

he learned about the causes of varix in his health class.

او در کلاس بهداشت خود در مورد علل واریس اطلاعاتی کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید