varlet

[ایالات متحده]/ˈvɑːlɪt/
[بریتانیا]/ˈvɑrlɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرد پست یا بی‌ناموس؛ یک شیاد؛ یک حقه‌باز؛ یک دزد
Word Forms
جمعvarlets

عبارات و ترکیب‌ها

noble varlet

ورلت شریف

brave varlet

ورلت شجاع

varlet knight

ورلت شوالیه

varlet servant

ورلت خدمتکار

varlet rogue

ورلت فرصت‌طلب

varlet squire

ورلت ندیم

varlet fool

ورلت احمق

varlet knave

ورلت نامرد

varlet scoundrel

ورلت شرور

varlet page

ورلت خدمتکار جوان

جملات نمونه

the varlet served the knight with great loyalty.

خدمتکار با وفاداری فراوان به شوالیه خدمت کرد.

every varlet in the castle knew their place.

هر خدمتکاری در قلعه می‌دانست جایگاه خود را.

the varlet was tasked with cleaning the stables.

خدمتکار وظیفه داشت اصطبل‌ها را تمیز کند.

he acted like a varlet, always trying to please the lord.

او مانند یک خدمتکار رفتار می‌کرد، همیشه سعی می‌کرد لرد را خوشحال کند.

the varlet's quick wit amused the court.

هوش سریع خدمتکار، درباریان را سرگرم کرد.

she often referred to him as a silly varlet.

او اغلب به او به عنوان یک خدمتکار احمق اشاره می‌کرد.

the varlet delivered messages between the nobles.

خدمتکار پیام‌ها را بین اشراف تحویل می‌داد.

despite being a varlet, he dreamed of becoming a knight.

با وجود اینکه خدمتکار بود، رویای تبدیل شدن به شوالیه را داشت.

the varlet's bravery surprised everyone.

شجاعت خدمتکار همه را شگفت‌زده کرد.

many varlets aspired to earn their master's favor.

خدمتکاران زیادی خواهان جلب توجه ارباب خود بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید