vascularized tissue
بافت عروقی
newly vascularized
به تازگی عروقی شده
vascularized area
منطقه عروقی
vascularized bed
بستر عروقی
vascularized lesion
ضایعه عروقی
being vascularized
در حال عروقی شدن
vascularized graft
پیوند عروقی
vascularized zone
ناحیه عروقی
highly vascularized
بسیار عروقی
the engineered tissue was successfully vascularized to ensure survival.
بافت مهندسیشده با موفقیت عروقدار شد تا بقا را تضمین کند.
vascularized bone grafts promote faster healing in fractures.
پیوند استخوان عروقدار به تسریع روند بهبودی در شکستگیها کمک میکند.
researchers are working to create fully vascularized artificial organs.
محققان در تلاش برای ایجاد اندامهای مصنوعی کاملاً عروقدار هستند.
the vascularized flap provided adequate blood supply to the wound.
فلپ عروقدار، خونرسانی کافی به زخم را فراهم کرد.
maintaining vascularized tissue is crucial for long-term implant success.
حفظ بافت عروقدار برای موفقیت بلندمدت ایمپلنت بسیار مهم است.
the goal was to achieve robust vascularization of the scaffold.
هدف دستیابی به عروقسازی قوی داربست بود.
vascularized adipose tissue is used for reconstructive surgery.
بافت چربی عروقدار برای جراحی بازسازی استفاده میشود.
the process involved inducing vascularized growth in the area.
این فرآیند شامل القای رشد عروقدار در ناحیه بود.
careful monitoring ensured the vascularized area remained healthy.
نظارت دقیق اطمینان حاصل کرد که ناحیه عروقدار سالم باقی ماند.
the new technique allows for improved vascularized tissue regeneration.
تکنیک جدید امکان احیای بهتر بافت عروقدار را فراهم میکند.
a well-vascularized matrix supports cell survival and proliferation.
یک ماتریس عروقدار خوب از بقا و تکثیر سلولها پشتیبانی میکند.
vascularized tissue
بافت عروقی
newly vascularized
به تازگی عروقی شده
vascularized area
منطقه عروقی
vascularized bed
بستر عروقی
vascularized lesion
ضایعه عروقی
being vascularized
در حال عروقی شدن
vascularized graft
پیوند عروقی
vascularized zone
ناحیه عروقی
highly vascularized
بسیار عروقی
the engineered tissue was successfully vascularized to ensure survival.
بافت مهندسیشده با موفقیت عروقدار شد تا بقا را تضمین کند.
vascularized bone grafts promote faster healing in fractures.
پیوند استخوان عروقدار به تسریع روند بهبودی در شکستگیها کمک میکند.
researchers are working to create fully vascularized artificial organs.
محققان در تلاش برای ایجاد اندامهای مصنوعی کاملاً عروقدار هستند.
the vascularized flap provided adequate blood supply to the wound.
فلپ عروقدار، خونرسانی کافی به زخم را فراهم کرد.
maintaining vascularized tissue is crucial for long-term implant success.
حفظ بافت عروقدار برای موفقیت بلندمدت ایمپلنت بسیار مهم است.
the goal was to achieve robust vascularization of the scaffold.
هدف دستیابی به عروقسازی قوی داربست بود.
vascularized adipose tissue is used for reconstructive surgery.
بافت چربی عروقدار برای جراحی بازسازی استفاده میشود.
the process involved inducing vascularized growth in the area.
این فرآیند شامل القای رشد عروقدار در ناحیه بود.
careful monitoring ensured the vascularized area remained healthy.
نظارت دقیق اطمینان حاصل کرد که ناحیه عروقدار سالم باقی ماند.
the new technique allows for improved vascularized tissue regeneration.
تکنیک جدید امکان احیای بهتر بافت عروقدار را فراهم میکند.
a well-vascularized matrix supports cell survival and proliferation.
یک ماتریس عروقدار خوب از بقا و تکثیر سلولها پشتیبانی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید