perfused tissues
بافتهای پرفوزیونی
perfused organs
اندامهای پرفوزیونی
perfused blood
خون پرفوزیونی
perfused areas
مناطقی که تحت پرفیوژن قرار دارند
perfused regions
ناحیه های تحت پرفیوژن
perfused muscle
عضلات پرفوزیونی
perfused skin
پوست پرفوزیونی
perfused cells
سلولهای پرفوزیونی
perfused network
شبکه پرفوزیونی
the tissue was perfused with a nutrient solution.
بافت با محلول مغذی پرفیوژن شد.
the heart was perfused during the surgery.
قلب در طول جراحی پرفیوژن شد.
perfused organs can function better in research.
اندامهای پرفیوژنشده میتوانند در تحقیقات بهتر عمل کنند.
the scientist perfused the cells with oxygen.
دانشمند سلولها را با اکسیژن پرفیوژن کرد.
perfused blood can improve healing processes.
خون پرفیوژنشده میتواند فرآیندهای ترمیم را بهبود بخشد.
the lab perfused the sample to study its properties.
آزمایشگاه نمونه را برای مطالعه خواص آن پرفیوژن کرد.
perfused tissues are essential for medical research.
بافتهای پرفیوژنشده برای تحقیقات پزشکی ضروری هستند.
the perfused area showed signs of regeneration.
منطقه پرفیوژنشده نشانههایی از بازسازی نشان داد.
they perfused the rat brains to observe changes.
آنها مغزهای موش را برای مشاهده تغییرات پرفیوژن کردند.
perfused fluids help maintain cellular function.
سیالات پرفیوژنشده به حفظ عملکرد سلولی کمک میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید