perfused

[ایالات متحده]/pəˈfjuːzd/
[بریتانیا]/pərˈfjuːzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی perfuse

عبارات و ترکیب‌ها

perfused tissues

بافت‌های پرفوزیونی

perfused organs

اندام‌های پرفوزیونی

perfused blood

خون پرفوزیونی

perfused areas

مناطقی که تحت پرفیوژن قرار دارند

perfused regions

ناحیه های تحت پرفیوژن

perfused muscle

عضلات پرفوزیونی

perfused skin

پوست پرفوزیونی

perfused cells

سلول‌های پرفوزیونی

perfused network

شبکه پرفوزیونی

جملات نمونه

the tissue was perfused with a nutrient solution.

بافت با محلول مغذی پرفیوژن شد.

the heart was perfused during the surgery.

قلب در طول جراحی پرفیوژن شد.

perfused organs can function better in research.

اندام‌های پرفیوژن‌شده می‌توانند در تحقیقات بهتر عمل کنند.

the scientist perfused the cells with oxygen.

دانشمند سلول‌ها را با اکسیژن پرفیوژن کرد.

perfused blood can improve healing processes.

خون پرفیوژن‌شده می‌تواند فرآیندهای ترمیم را بهبود بخشد.

the lab perfused the sample to study its properties.

آزمایشگاه نمونه را برای مطالعه خواص آن پرفیوژن کرد.

perfused tissues are essential for medical research.

بافت‌های پرفیوژن‌شده برای تحقیقات پزشکی ضروری هستند.

the perfused area showed signs of regeneration.

منطقه پرفیوژن‌شده نشانه‌هایی از بازسازی نشان داد.

they perfused the rat brains to observe changes.

آنها مغزهای موش را برای مشاهده تغییرات پرفیوژن کردند.

perfused fluids help maintain cellular function.

سیالات پرفیوژن‌شده به حفظ عملکرد سلولی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید