vaso

[ایالات متحده]/ˈveɪzəʊ/
[بریتانیا]/ˈveɪzoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رگ خونی; لوله

عبارات و ترکیب‌ها

glass vaso

قدح شیشه‌ای

ceramic vaso

قدح سرامیکی

decorative vaso

قدح تزئینی

tall vaso

قدح بلند

small vaso

قدح کوچک

empty vaso

قدح خالی

modern vaso

قدح مدرن

colorful vaso

قدح رنگارنگ

vintage vaso

قدح قدیمی

floral vaso

قدح گلدار

جملات نمونه

he drank water from a vaso.

او از یک وازه آب نوشید.

she filled the vaso with fresh flowers.

او یک وازه را با گل‌های تازه پر کرد.

the vaso was made of beautiful glass.

وازه از شیشه زیبا ساخته شده بود.

can you pass me the vaso on the table?

می‌توانی وازه روی میز را به من بدهی؟

he carefully placed the vaso on the shelf.

او با دقت وازه را روی قفسه قرار داد.

the vaso was decorated with intricate patterns.

وازه با طرح‌های پیچیده تزئین شده بود.

she bought a new vaso for her living room.

او یک وازه جدید برای اتاق نشیمن خود خرید.

he knocked over the vaso accidentally.

او به طور تصادفی وازه را واژگون کرد.

the vaso added elegance to the dining table.

وازه ظرافت را به میز ناهارخوری اضافه کرد.

she prefers a tall vaso for her sunflowers.

او یک وازه بلند برای گل‌های آفتابگردانش ترجیح می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید