vasotomy

[ایالات متحده]/vəˈsɒtəmi/
[بریتانیا]/vəˈsɑːtəmi/

ترجمه

n. عمل جراحی بریدن واز دفرنس
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

vasotomy procedure

روش واسوتومی

vasotomy technique

تکنیک واسوتومی

vasotomy reversal

معکوس واسوتومی

vasotomy success

موفقیت واسوتومی

vasotomy risks

خطرات واسوتومی

vasotomy complications

عوارض واسوتومی

vasotomy outcomes

نتایج واسوتومی

vasotomy benefits

مزایای واسوتومی

vasotomy anesthesia

بیهوشی واسوتومی

vasotomy consultation

مشاوره واسوتومی

جملات نمونه

he decided to undergo a vasotomy to address his medical condition.

او تصمیم گرفت برای رفع مشکل پزشکی خود تحت عمل وازوتومی قرار گیرد.

the doctor explained the risks associated with a vasotomy.

پزشک خطرات مرتبط با وازوتومی را توضیح داد.

after the vasotomy, he was advised to rest for a few days.

پس از وازوتومی، به او توصیه شد چند روز استراحت کند.

many patients choose a vasotomy for permanent contraception.

بسیاری از بیماران وازوتومی را به عنوان یک روش جلوگیری از بارداری دائمی انتخاب می‌کنند.

the recovery process after a vasotomy can vary from person to person.

فرآیند بهبودی پس از وازوتومی می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد.

he discussed the possibility of a vasotomy with his urologist.

او امکان وازوتومی را با پزشک اورولوژیست خود مطرح کرد.

complications from a vasotomy are rare but can occur.

عوارض وازوتومی نادر هستند اما ممکن است رخ دهند.

understanding the procedure of a vasotomy is essential before surgery.

درک روش وازوتومی قبل از جراحی ضروری است.

he felt relieved after making the decision to have a vasotomy.

پس از تصمیم به انجام وازوتومی احساس راحتی کرد.

follow-up appointments are crucial after a vasotomy for monitoring.

ویزیت‌های پیگیری پس از وازوتومی برای نظارت بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید