vaticinated

[ایالات متحده]/ˈvætɪsɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈvætɪsɪneɪtɪd/

ترجمه

v. پیش بینی شده یا پیشگویی شده

عبارات و ترکیب‌ها

vaticinated events

واقعه‌بینی شده

vaticinated outcomes

نتایج پیش‌بینی‌شده

vaticinated future

آینده پیش‌بینی‌شده

vaticinated predictions

پیش‌بینی‌های پیش‌بینی‌شده

vaticinated fate

سرنوشت پیش‌بینی‌شده

vaticinated visions

تصورات پیش‌بینی‌شده

vaticinated signs

نشانه‌های پیش‌بینی‌شده

vaticinated truths

حقیقت‌های پیش‌بینی‌شده

vaticinated knowledge

دانش پیش‌بینی‌شده

vaticinated revelations

ظهورات پیش‌بینی‌شده

جملات نمونه

the oracle vaticinated the fall of the empire.

پیشگویان، سقوط امپراتوری را پیش‌بینی کردند.

she vaticinated that the weather would change by the weekend.

او پیش‌بینی کرد که هوا تا آخر هفته تغییر خواهد کرد.

many vaticinated about the outcome of the election.

بسیاری درباره نتیجه انتخابات پیش‌بینی کردند.

he vaticinated a great future for the young artist.

او آینده‌ای روشن برای هنرمند جوان پیش‌بینی کرد.

the seer vaticinated disaster if the king did not change his ways.

پیشگو پیش‌بینی کرد که اگر پادشاه روش خود را تغییر ندهد، فاجعه رخ خواهد داد.

she vaticinated that they would find love in unexpected places.

او پیش‌بینی کرد که آن‌ها عشق را در مکان‌های غیرمنتظره‌ای پیدا خواهند کرد.

experts vaticinated economic growth in the coming year.

متخصصان رشد اقتصادی در سال آینده را پیش‌بینی کردند.

he vaticinated that technology would transform education.

او پیش‌بینی کرد که فناوری آموزش را متحول خواهد کرد.

some vaticinated that the world would end in 2012.

برخی پیش‌بینی کردند که دنیا در سال ۲۰۱۲ به پایان خواهد رسید.

the scientist vaticinated breakthroughs in renewable energy.

دانشمند پیش‌بینی کرد که در انرژی‌های تجدیدپذیر پیشرفت‌هایی حاصل خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید