vaticinations abound
پیشگوییها فراوان هستند
vaticinations of doom
پیشگوییهای مربوط به سرنوشت وخیم
vaticinations revealed
پیشگوییها آشکار شدند
vaticinations come true
پیشگوییها تحقق یافتند
vaticinations of fate
پیشگوییهای مربوط به سرنوشت
vaticinations were made
پیشگوییها انجام شد
vaticinations and prophecies
پیشگوییها و نبوتها
vaticinations of change
پیشگوییهای مربوط به تغییر
vaticinations of success
پیشگوییهای مربوط به موفقیت
his vaticinations about the future proved to be surprisingly accurate.
پیشبینیهای او در مورد آینده به طرز شگفتآوری دقیق از آب درآمد.
she often shares her vaticinations during our discussions.
او اغلب پیشبینیهای خود را در طول بحثهایمان به اشتراک میگذارد.
the vaticinations of the old seer fascinated the villagers.
پیشبینیهای ساحر پیر، اهالی روستا را مجذوب خود کرد.
many people dismissed his vaticinations as mere fantasies.
بسیاری از مردم پیشبینیهای او را صرفاً خیالپردازی تلقی میکردند.
her vaticinations about the stock market caught everyone's attention.
پیشبینیهای او در مورد بازار سهام توجه همه را به خود جلب کرد.
he was known for his vaticinations that often came true.
او به خاطر پیشبینیهایی که اغلب درست از آب در میآمدند، شناخته میشد.
the vaticinations of the prophet were recorded in ancient texts.
پیشبینیهای پیامبر در متون باستانی ثبت شده بود.
people sought his vaticinations for guidance in uncertain times.
مردم برای راهنمایی در زمانهای نامطمئن به پیشبینیهای او متوسل میشدند.
her vaticinations often led to heated debates among her peers.
پیشبینیهای او اغلب منجر به بحثهای داغ بین همکارانش میشد.
despite skepticism, his vaticinations gained a loyal following.
با وجود بدبینی، پیشبینیهای او طرفداران وفاداری به دست آورد.
vaticinations abound
پیشگوییها فراوان هستند
vaticinations of doom
پیشگوییهای مربوط به سرنوشت وخیم
vaticinations revealed
پیشگوییها آشکار شدند
vaticinations come true
پیشگوییها تحقق یافتند
vaticinations of fate
پیشگوییهای مربوط به سرنوشت
vaticinations were made
پیشگوییها انجام شد
vaticinations and prophecies
پیشگوییها و نبوتها
vaticinations of change
پیشگوییهای مربوط به تغییر
vaticinations of success
پیشگوییهای مربوط به موفقیت
his vaticinations about the future proved to be surprisingly accurate.
پیشبینیهای او در مورد آینده به طرز شگفتآوری دقیق از آب درآمد.
she often shares her vaticinations during our discussions.
او اغلب پیشبینیهای خود را در طول بحثهایمان به اشتراک میگذارد.
the vaticinations of the old seer fascinated the villagers.
پیشبینیهای ساحر پیر، اهالی روستا را مجذوب خود کرد.
many people dismissed his vaticinations as mere fantasies.
بسیاری از مردم پیشبینیهای او را صرفاً خیالپردازی تلقی میکردند.
her vaticinations about the stock market caught everyone's attention.
پیشبینیهای او در مورد بازار سهام توجه همه را به خود جلب کرد.
he was known for his vaticinations that often came true.
او به خاطر پیشبینیهایی که اغلب درست از آب در میآمدند، شناخته میشد.
the vaticinations of the prophet were recorded in ancient texts.
پیشبینیهای پیامبر در متون باستانی ثبت شده بود.
people sought his vaticinations for guidance in uncertain times.
مردم برای راهنمایی در زمانهای نامطمئن به پیشبینیهای او متوسل میشدند.
her vaticinations often led to heated debates among her peers.
پیشبینیهای او اغلب منجر به بحثهای داغ بین همکارانش میشد.
despite skepticism, his vaticinations gained a loyal following.
با وجود بدبینی، پیشبینیهای او طرفداران وفاداری به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید