warnings

[ایالات متحده]/ˈwɔːnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈwɔrnɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل هشدار، که نشان دهنده هشدارها یا علائم است؛ پیام‌های احتیاط یا مشاوره

عبارات و ترکیب‌ها

weather warnings

هشدارهای هواشناسی

safety warnings

هشدارهای ایمنی

health warnings

هشدارهای بهداشتی

warning signs

علائم هشدار

caution warnings

هشدارهای احتیاطی

emergency warnings

هشدارهای اضطراری

warning labels

برچسب‌های هشدار

alert warnings

هشدارهای اعلام خطر

urgent warnings

هشدارهای فوری

system warnings

هشدارهای سیستمی

جملات نمونه

the weather service issued severe warnings for the upcoming storm.

سرویس هواشناسی هشدارهای جدی در مورد طوفان پیش رو صادر کرد.

he ignored all the warnings about the dangers of smoking.

او تمام هشدارهای مربوط به خطرات سیگار کشیدن را نادیده گرفت.

there are warnings on the package regarding allergic reactions.

در مورد واکنش های آلرژیک، هشدارهایی روی بسته وجود دارد.

she received warnings from her boss about her tardiness.

او از رئیس خود در مورد دیر رسیدنش هشداری دریافت کرد.

the teacher gave warnings to students who were not prepared.

معلم به دانش آموزانی که آماده نبودند، هشداری داد.

warnings about the side effects were clearly stated in the brochure.

هشدارهای مربوط به عوارض جانبی به وضوح در بروشور ذکر شده بود.

the government issued warnings about rising sea levels.

دولت هشدارهایی در مورد افزایش سطح دریاها صادر کرد.

many people dismissed the warnings of climate change.

بسیاری از مردم هشدارهای مربوط به تغییرات آب و هوایی را نادیده گرفتند.

he took the warnings seriously and changed his behavior.

او هشدارهای را جدی گرفت و رفتار خود را تغییر داد.

warnings about the virus were broadcasted on all news channels.

هشدارهای مربوط به ویروس در تمام شبکه های خبری پخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید