the chef prepared tender veaux chops with a red wine reduction.
شکارچی گوشت گوسالههای نرم را با کاهوی قرمز آماده کرد.
at the french market, we saw beautiful veaux for sale.
در بازار فرانسوی، ما گوسالههای زیبایی را برای فروش دیدیم.
farmers in normandy raise veaux for their premium meat.
کشاورزان در نورماندی گوسالهها را برای گوشت اولیه خود پرورش میدهند.
the restaurant's specialty is roasted veaux with herbs.
ویژگی رستوران گوسالههای پеченهای با عصاره گیاهی است.
veaux require careful nursing during their first months.
گوسالهها در ماههای اول خود نیاز به مراقبت دقیق دارند.
in french cuisine, veaux represents a prized delicacy.
در فرهنگ غذای فرانسوی، گوساله یک دلیز گرانقیمت است.
the mother cow protected her newborn veaux from the cold.
گوساله مادر گوسالههای جوان خود را در برابر سردی حفظ کرد.
students learned that "veaux" means calves in french.
دانشآموزان یاد گرفتند که "veaux" در فرانسوی به معنای گوسالهها است.
these young veaux will grow into strong dairy cows.
این گوسالههای جوان به گاوهای شیری قوی بزرگ خواهند شد.
the shepherd counted his veaux before nightfall.
پастور قبل از نیمهشب گوسالههای خود را شمارش کرد.
spring brings new life as veaux frolic in the fields.
بهار زندگی جدیدی را به همراه میآورد زیرا گوسالهها در میدانها بازی میکنند.
the vet examined the sick veaux carefully.
دکتر حیوانات گوسالههای بیمار را با دقت بررسی کرد.
the chef prepared tender veaux chops with a red wine reduction.
شکارچی گوشت گوسالههای نرم را با کاهوی قرمز آماده کرد.
at the french market, we saw beautiful veaux for sale.
در بازار فرانسوی، ما گوسالههای زیبایی را برای فروش دیدیم.
farmers in normandy raise veaux for their premium meat.
کشاورزان در نورماندی گوسالهها را برای گوشت اولیه خود پرورش میدهند.
the restaurant's specialty is roasted veaux with herbs.
ویژگی رستوران گوسالههای پеченهای با عصاره گیاهی است.
veaux require careful nursing during their first months.
گوسالهها در ماههای اول خود نیاز به مراقبت دقیق دارند.
in french cuisine, veaux represents a prized delicacy.
در فرهنگ غذای فرانسوی، گوساله یک دلیز گرانقیمت است.
the mother cow protected her newborn veaux from the cold.
گوساله مادر گوسالههای جوان خود را در برابر سردی حفظ کرد.
students learned that "veaux" means calves in french.
دانشآموزان یاد گرفتند که "veaux" در فرانسوی به معنای گوسالهها است.
these young veaux will grow into strong dairy cows.
این گوسالههای جوان به گاوهای شیری قوی بزرگ خواهند شد.
the shepherd counted his veaux before nightfall.
پастور قبل از نیمهشب گوسالههای خود را شمارش کرد.
spring brings new life as veaux frolic in the fields.
بهار زندگی جدیدی را به همراه میآورد زیرا گوسالهها در میدانها بازی میکنند.
the vet examined the sick veaux carefully.
دکتر حیوانات گوسالههای بیمار را با دقت بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید