vehicle-centric design
طراحی متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric planning
برنامه ریزی متمرکز بر وسیله نقلیه
becoming vehicle-centric
شدن متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric approach
رویکرد متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric city
شهر متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric systems
سیستم های متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric infrastructure
زیرساخت های متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric policies
سیاست های متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric culture
فرهنگ متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric focus
تمرکز متمرکز بر وسیله نقلیه
the city's vehicle-centric design prioritizes cars over pedestrians and cyclists.
طرح شهر به صورت متمرکز بر وسایل نقلیه، ماشینها را بر پیادهروان و دوچرخهسواران ترجیح میدهد.
we need to move away from a vehicle-centric approach and embrace sustainable transportation.
ما باید از رویکرد متمرکز بر وسایل نقلیه فاصله بگیریم و حمل و نقل پایدار را پذیرفته و اتخاذ کنیم.
the vehicle-centric infrastructure encourages speeding and discourages walking.
زیرساختهای متمرکز بر وسایل نقلیه تسریع رانندگی را تشویق میکند و پیادهروی را ترغیب نمیکند.
a vehicle-centric transportation system contributes to urban sprawl and congestion.
یک سیستم حمل و نقل متمرکز بر وسایل نقلیه به پراکندگی شهری و ترافیک زیاد کمک میکند.
the proposed redesign aims to shift away from a vehicle-centric model.
طراحی مجدد پیشنهادی به دنبال فاصله گرفتن از مدل متمرکز بر وسایل نقلیه است.
the vehicle-centric planning resulted in a lack of public spaces and green areas.
برنامهریزی متمرکز بر وسایل نقلیه منجر به کمبود فضاهای عمومی و مناطق سبز شد.
we are advocating for a people-centric alternative to the current vehicle-centric system.
ما به جای سیستم فعلی متمرکز بر وسایل نقلیه، یک گزینه مردممحور را ترویج میدهیم.
the city council is considering a shift from a vehicle-centric to a pedestrian-friendly design.
شورای شهر در حال در نظر گرفتن تغییر از یک طراحی متمرکز بر وسایل نقلیه به یک طراحی دوست داشتنی پیادهروان است.
the vehicle-centric layout makes it difficult for people with disabilities to navigate the area.
طرح متمرکز بر وسایل نقلیه باعث میشود که افراد با معلولیت در ناوبری در این منطقه دچار دشواری شوند.
the report criticized the city's long-standing vehicle-centric policies.
گزارش به سیاستهای طولانی مدت متمرکز بر وسایل نقلیه شهر انتقاد کرد.
a vehicle-centric approach often leads to increased air pollution and noise levels.
رویکرد متمرکز بر وسایل نقلیه اغلب منجر به افزایش آلودگی هوا و سطح صدا میشود.
vehicle-centric design
طراحی متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric planning
برنامه ریزی متمرکز بر وسیله نقلیه
becoming vehicle-centric
شدن متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric approach
رویکرد متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric city
شهر متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric systems
سیستم های متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric infrastructure
زیرساخت های متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric policies
سیاست های متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric culture
فرهنگ متمرکز بر وسیله نقلیه
vehicle-centric focus
تمرکز متمرکز بر وسیله نقلیه
the city's vehicle-centric design prioritizes cars over pedestrians and cyclists.
طرح شهر به صورت متمرکز بر وسایل نقلیه، ماشینها را بر پیادهروان و دوچرخهسواران ترجیح میدهد.
we need to move away from a vehicle-centric approach and embrace sustainable transportation.
ما باید از رویکرد متمرکز بر وسایل نقلیه فاصله بگیریم و حمل و نقل پایدار را پذیرفته و اتخاذ کنیم.
the vehicle-centric infrastructure encourages speeding and discourages walking.
زیرساختهای متمرکز بر وسایل نقلیه تسریع رانندگی را تشویق میکند و پیادهروی را ترغیب نمیکند.
a vehicle-centric transportation system contributes to urban sprawl and congestion.
یک سیستم حمل و نقل متمرکز بر وسایل نقلیه به پراکندگی شهری و ترافیک زیاد کمک میکند.
the proposed redesign aims to shift away from a vehicle-centric model.
طراحی مجدد پیشنهادی به دنبال فاصله گرفتن از مدل متمرکز بر وسایل نقلیه است.
the vehicle-centric planning resulted in a lack of public spaces and green areas.
برنامهریزی متمرکز بر وسایل نقلیه منجر به کمبود فضاهای عمومی و مناطق سبز شد.
we are advocating for a people-centric alternative to the current vehicle-centric system.
ما به جای سیستم فعلی متمرکز بر وسایل نقلیه، یک گزینه مردممحور را ترویج میدهیم.
the city council is considering a shift from a vehicle-centric to a pedestrian-friendly design.
شورای شهر در حال در نظر گرفتن تغییر از یک طراحی متمرکز بر وسایل نقلیه به یک طراحی دوست داشتنی پیادهروان است.
the vehicle-centric layout makes it difficult for people with disabilities to navigate the area.
طرح متمرکز بر وسایل نقلیه باعث میشود که افراد با معلولیت در ناوبری در این منطقه دچار دشواری شوند.
the report criticized the city's long-standing vehicle-centric policies.
گزارش به سیاستهای طولانی مدت متمرکز بر وسایل نقلیه شهر انتقاد کرد.
a vehicle-centric approach often leads to increased air pollution and noise levels.
رویکرد متمرکز بر وسایل نقلیه اغلب منجر به افزایش آلودگی هوا و سطح صدا میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید