human-scaled

[ایالات متحده]/[ˈhjuːmənˌskeɪld]/
[بریتانیا]/[ˈhjuːmənˌskeɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طراحی‌شده یا متناسب با اندازه انسان؛ مربوط به یا دارای ویژگی مقیاس انسانی.
n. طرح یا ساختاری که به طور مناسب برای تعامل انسان اندازه گیری شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

human-scaled design

طراحی متناسب با انسان

human-scaled architecture

معماری متناسب با انسان

human-scaled spaces

فضاهای متناسب با انسان

human-scaled object

شیء متناسب با انسان

human-scaled environment

محیط متناسب با انسان

human-scaled furniture

مبلمان متناسب با انسان

جملات نمونه

the museum's new wing features human-scaled architecture, making it feel welcoming.

گوشه جدید موزه دارای معماری با مقیاس انسانی است که باعث می‌شود احساس استقبال کند.

we designed the playground with human-scaled equipment to ensure children's safety and engagement.

ما زمین بازی را با تجهیزات با مقیاس انسانی طراحی کردیم تا از ایمنی و مشارکت کودکان اطمینان حاصل کنیم.

the artist created a human-scaled sculpture that invited viewers to approach and interact with it.

هنرمند مجسمه‌ای با مقیاس انسانی خلق کرد که بینندگان را به نزدیک شدن و تعامل با آن دعوت می‌کرد.

the urban planning prioritized human-scaled spaces over large-scale development projects.

برنامه‌ریزی شهری فضاهای با مقیاس انسانی را نسبت به پروژه‌های توسعه‌ بزرگتر اولویت‌بندی کرد.

the furniture was human-scaled, comfortable, and designed for everyday use.

مبلمان دارای مقیاس انسانی، راحت و برای استفاده روزمره طراحی شده بود.

the interface was intuitive and human-scaled, making it easy for users of all ages to navigate.

رابط کاربری بصری و با مقیاس انسانی بود که استفاده از آن را برای کاربران در هر سنی آسان می‌کرد.

the landscape architecture incorporated human-scaled elements like benches and pathways.

معماری منظر عناصر با مقیاس انسانی مانند نیمکت‌ها و مسیرها را در بر می‌گرفت.

the app's design focused on a human-scaled experience, avoiding overwhelming users with information.

طراحی برنامه بر روی یک تجربه با مقیاس انسانی تمرکز داشت و از غرق کردن کاربران با اطلاعات جلوگیری می‌کرد.

the kitchen was remodeled with human-scaled countertops and storage solutions.

آشپزخانه با پیشخوان‌ها و راه‌حل‌های ذخیره‌سازی با مقیاس انسانی بازسازی شد.

the website's layout was clean and human-scaled, providing a pleasant browsing experience.

چیدمان وب‌سایت تمیز و با مقیاس انسانی بود و تجربه مرورگری دلپذیری را ارائه می‌کرد.

the game's world was vast but contained human-scaled areas for exploration and discovery.

جهان بازی وسیع بود اما مناطق با مقیاس انسانی برای کاوش و کشف داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید