vellicates

[ایالات متحده]/ˈvɛlɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈvɛlɪˌkeɪts/

ترجمه

vi. به لرزش یا تشنج آمدن
vt. به گاز گرفتن یا پیچاندن

عبارات و ترکیب‌ها

vellicates the mind

تحریک کننده ذهن

vellicates the senses

تحریک کننده حواس

vellicates the spirit

تحریک کننده روح

vellicates the body

تحریک کننده بدن

vellicates the imagination

تحریک کننده تخیل

vellicates the emotions

تحریک کننده احساسات

vellicates the nerves

تحریک کننده اعصاب

vellicates the curiosity

تحریک کننده کنجکاوی

vellicates the heart

تحریک کننده قلب

جملات نمونه

his constant teasing vellicates her patience.

اظهارات مداوم او صبر او را به چالش می‌کشد.

the loud noises vellicate my senses.

صدای بلند حواس مرا به چالش می‌کشد.

she vellicates her dog to get its attention.

او برای جلب توجه سگش، آن را به چالش می‌کشد.

the artist's brush vellicates the canvas with vibrant colors.

قلم‌مو هنرمند بوم را با رنگ‌های زنده به چالش می‌کشد.

his comments vellicate her interest in the topic.

نظرات او علاقه او به این موضوع را به چالش می‌کشد.

the playful kitten vellicates the string with its paws.

بچه گربه بازیگوش با پنجه‌هایش نخ را به چالش می‌کشد.

the sudden touch vellicates her skin.

لمس ناگهانی پوست او را به چالش می‌کشد.

his sarcastic remarks vellicate her feelings.

اظهارات طعنه‌آمیز او احساسات او را به چالش می‌کشد.

the suspenseful movie vellicates the audience's emotions.

فیلم پرتعلیق احساسات مخاطبان را به چالش می‌کشد.

she vellicates the flowers gently to check for freshness.

او به آرامی گل‌ها را بررسی می‌کند تا از تازگی آن‌ها مطمئن شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید