vendees

[ایالات متحده]/vænˈdiː/
[بریتانیا]/vænˈdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که ملکی یا کالاهایی را خریداری می‌کند؛ خریدار در یک معامله

عبارات و ترکیب‌ها

vendee agreement

قرارداد خریدار

vendee rights

حقوق خریدار

vendee obligations

وظایف خریدار

vendee contract

قرارداد خریدار

vendee claims

ادعای خریدار

vendee notice

اطلاع‌رسانی خریدار

vendee information

اطلاعات خریدار

vendee consent

رضایت خریدار

vendee details

جزئیات خریدار

vendee transaction

معاملات خریدار

جملات نمونه

the vendee must sign the contract before the sale is finalized.

خریدار باید قرارداد را قبل از نهایی شدن فروش امضا کند.

it is important for the vendee to understand their rights.

برای خریدار درک حقوق خود مهم است.

the vendee agreed to pay the deposit by the end of the week.

خریدار موافقت کرد تا سپرده را تا پایان هفته پرداخت کند.

as a vendee, you should inspect the goods before purchase.

به عنوان خریدار، باید قبل از خرید، کالاها را بررسی کنید.

the vendee has the right to cancel the order under certain conditions.

خریدار حق دارد سفارش را تحت شرایط خاص لغو کند.

the vendee requested a warranty for the product.

خریدار درخواست گارانتی برای محصول کرد.

communication between the vendor and vendee is crucial for a smooth transaction.

ارتباط بین فروشنده و خریدار برای انجام یک معامله روان بسیار مهم است.

the vendee was satisfied with the quality of the merchandise.

خریدار از کیفیت کالاها راضی بود.

the vendee should read all terms and conditions carefully.

خریدار باید تمام شرایط و ضوابط را به دقت مطالعه کند.

if the vendee has any questions, they should contact customer service.

اگر خریدار هر سوالی دارد، باید با خدمات مشتری تماس بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید