venison can be potted in the same way as tongue.
گوشت آهو را میتوان به همان روشی که زبان را در ظرف میگذارند، در ظرف گذاشت.
His appetite for venison seems to be inappeasable.
اشتهای او برای گوشت گوزن به نظر بی اشباع می رسد.
Panax 、aweto、venison and birdˊs nest are consided to be four invigorant of china。
Panax 、aweto، گوشت گوزن و لانهی پرندگان از چهار مادهی احیاکننده چین در نظر گرفته میشوند.
I grilled the venison steaks for dinner.
من برای شام تکههای گوشت گوزن را گریل کردم.
She made a delicious venison stew.
او یک غذای گوشت گوزن خوشمزه درست کرد.
Venison is a popular choice for game meat.
گوشت گوزن یک انتخاب محبوب برای گوشت شکار است.
The restaurant serves a variety of venison dishes.
رستوران انواع غذاهای گوشت گوزن را سرو میکند.
Hunting for venison is a common practice in some regions.
شکار گوشت گوزن یک عمل رایج در برخی مناطق است.
I marinated the venison overnight before cooking it.
من قبل از پخت آن، گوشت گوزن را یک شبهه مزهدار کردم.
Venison jerky is a popular snack for outdoor activities.
خشکبار گوشت گوزن یک میان وعده محبوب برای فعالیتهای فضای باز است.
The chef prepared a special venison dish for the event.
سرآشپز یک غذای خاص گوشت گوزن را برای این رویداد آماده کرد.
We enjoyed a venison roast during the holiday feast.
ما از یک غذای گوشت گوزن کبابی در جشن تعطیلات لذت بردیم.
The sauce paired perfectly with the grilled venison.
سس به طور کامل با گوشت گوزن کبابی مطابقت داشت.
venison can be potted in the same way as tongue.
گوشت آهو را میتوان به همان روشی که زبان را در ظرف میگذارند، در ظرف گذاشت.
His appetite for venison seems to be inappeasable.
اشتهای او برای گوشت گوزن به نظر بی اشباع می رسد.
Panax 、aweto、venison and birdˊs nest are consided to be four invigorant of china。
Panax 、aweto، گوشت گوزن و لانهی پرندگان از چهار مادهی احیاکننده چین در نظر گرفته میشوند.
I grilled the venison steaks for dinner.
من برای شام تکههای گوشت گوزن را گریل کردم.
She made a delicious venison stew.
او یک غذای گوشت گوزن خوشمزه درست کرد.
Venison is a popular choice for game meat.
گوشت گوزن یک انتخاب محبوب برای گوشت شکار است.
The restaurant serves a variety of venison dishes.
رستوران انواع غذاهای گوشت گوزن را سرو میکند.
Hunting for venison is a common practice in some regions.
شکار گوشت گوزن یک عمل رایج در برخی مناطق است.
I marinated the venison overnight before cooking it.
من قبل از پخت آن، گوشت گوزن را یک شبهه مزهدار کردم.
Venison jerky is a popular snack for outdoor activities.
خشکبار گوشت گوزن یک میان وعده محبوب برای فعالیتهای فضای باز است.
The chef prepared a special venison dish for the event.
سرآشپز یک غذای خاص گوشت گوزن را برای این رویداد آماده کرد.
We enjoyed a venison roast during the holiday feast.
ما از یک غذای گوشت گوزن کبابی در جشن تعطیلات لذت بردیم.
The sauce paired perfectly with the grilled venison.
سس به طور کامل با گوشت گوزن کبابی مطابقت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید