venthole

[ایالات متحده]/ˈvɛnthoʊl/
[بریتانیا]/ˈvɛnthoʊl/

ترجمه

n. یک سوراخ برای تهویه؛ یک سوراخ برای خروج دود؛ ابراز احساسات
Word Forms
جمعventholes

عبارات و ترکیب‌ها

venthole cover

پوشش دریچه تهویه

venthole opening

دهانه دریچه تهویه

venthole installation

نصب دریچه تهویه

venthole size

اندازه دریچه تهویه

venthole design

طراحی دریچه تهویه

venthole inspection

بازرسی دریچه تهویه

venthole maintenance

نگهداری دریچه تهویه

venthole placement

محل قرارگیری دریچه تهویه

venthole function

عملکرد دریچه تهویه

venthole type

نوع دریچه تهویه

جملات نمونه

the venthole allows air to circulate in the room.

ورودی هوا امکان چرخش هوا در اتاق را فراهم می‌کند.

make sure the venthole is not blocked by furniture.

مطمئن شوید که دریچه هوا توسط مبلمان مسدود نشده است.

the technician inspected the venthole for any obstructions.

تکنسین دریچه هوا را برای هرگونه انسداد بررسی کرد.

we need to clean the venthole to improve airflow.

ما باید دریچه هوا را برای بهبود جریان هوا تمیز کنیم.

the venthole is crucial for maintaining indoor air quality.

دریچه هوا برای حفظ کیفیت هوای داخل ساختمان بسیار مهم است.

during the renovation, they added a new venthole.

در طول بازسازی، آنها یک دریچه هوا جدید اضافه کردند.

the venthole in the basement helps reduce humidity levels.

دریچه هوا در زیرزمین به کاهش سطح رطوبت کمک می‌کند.

check the venthole regularly to prevent dust buildup.

به طور منظم دریچه هوا را بررسی کنید تا از تجمع گرد و غبار جلوگیری شود.

a properly sized venthole can enhance the efficiency of the hvac system.

یک دریچه هوا با اندازه مناسب می‌تواند کارایی سیستم HVAC را افزایش دهد.

the venthole design should comply with safety regulations.

طراحی دریچه هوا باید با مقررات ایمنی مطابقت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید