verbage

[ایالات متحده]/ˈvɜːbɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈvɜːrbɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفاده یا استفاده بیش از حد یا غیر ضروری از کلمات؛ پرگویی؛ روش بیان چیزی با کلمات؛ طرز بیان

عبارات و ترکیب‌ها

verbose verbage

زبان پرحرف

empty verbage

زبان تهی

political verbage

زبان سیاسی

legal verbage

زبان حقوقی

fancy verbage

زبان فاخر

meaningless verbage

زبان بی‌معنا

too much verbage

زبان بیش از حد

flowery verbage

زبان گلدار

his verbage

زبان او

her verbage

زبان او

جملات نمونه

the verbage in the contract was overly complicated.

زبان حقوقی در قرارداد بیش از حد پیچیده بود.

she criticized the verbose verbage of his speech.

او از زبان پرطمطراق و طولانی سخنرانی او انتقاد کرد.

the manual's technical verbage confused the users.

زبان فنی دفترچه راهنما کاربران را گیج کرد.

legal verbage often contains unnecessary jargon.

زبان حقوقی اغلب شامل اصطلاحات تخصصی غیرضروری است.

he simplified the complicated verbage for the audience.

او زبان پیچیده را برای مخاطبان ساده کرد.

the advertisement's persuasive verbage boosted sales.

زبان متقاعد کننده تبلیغات باعث افزایش فروش شد.

academic verbage can sometimes obscure simple ideas.

زبان آکادمیک گاهی اوقات می‌تواند ایده‌های ساده را مبهم کند.

the politician's verbage was carefully crafted.

زبان سیاستمدار به دقت طراحی شده بود.

plain verbage is more effective than flowery language.

زبان ساده‌تر از زبان قلمبه‌الو‌بالاست مؤثرتر است.

the editor reduced the verbage to make it concise.

ویراستار حجم زبان را کاهش داد تا آن را مختصر کند.

marketing verbage tends to use hyperbolic language.

زبان بازاریابی معمولاً از زبان اغراق‌آمیز استفاده می‌کند.

the poem's archaic verbage made it difficult to read.

زبان باستانی شعر خواندن آن را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید