verbality

[ایالات متحده]/vɜːˈbæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/vɜrˈbæl.ɪ.ti/

ترجمه

n. استفاده بیش از حد از کلمات؛ پرگویی؛ کیفیت پرگویی؛ کلامی؛ یک شیوه بیان؛ فرم یا جنبه فعل

عبارات و ترکیب‌ها

high verbality

گویندگی زیاد

excessive verbality

گویندگی بیش از حد

verbal and verbality

کلامی و گویندگی

verbality skills

مهارت‌های گویندگی

verbality issues

مشکلات گویندگی

verbality training

آموزش گویندگی

verbality assessment

ارزیابی گویندگی

verbality improvement

بهبود گویندگی

verbal verbality

گویندگی کلامی

verbality performance

عملکرد گویندگی

جملات نمونه

his verbality often makes discussions more engaging.

فضاحتی او اغلب باعث جذاب‌تر شدن بحث‌ها می‌شود.

she was praised for her verbality during the presentation.

او به خاطر گویایی‌اش در طول ارائه مورد تحسین قرار گرفت.

the teacher encouraged the students to improve their verbality.

معلم از دانش‌آموزان خواست تا گویایی خود را بهبود بخشند.

his verbality was a key factor in his success as a speaker.

گویایی او یک عامل کلیدی در موفقیت او به عنوان سخنران بود.

verbality can sometimes overshadow the content of a message.

گاهی اوقات گویایی می‌تواند محتوای پیام را تحت‌الشعاع قرار دهد.

she used her verbality to persuade the audience.

او از گویایی خود برای متقاعد کردن مخاطبان استفاده کرد.

effective verbality is essential in negotiations.

گویایی موثر در مذاکرات ضروری است.

his lack of verbality made it hard to convey his ideas.

کمبود گویایی او باعث شد انتقال ایده‌هایش دشوار باشد.

improving your verbality can enhance your career prospects.

بهبود گویایی شما می‌تواند چشم‌انداز شغلی شما را ارتقا دهد.

she often relies on her verbality to connect with others.

او اغلب برای ارتباط با دیگران به گویایی خود متکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید