vermins

[ایالات متحده]/ˈvɜːmɪnz/
[بریتانیا]/ˈvɜrmɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آفت‌ها؛ انگل‌ها؛ مجرمان

عبارات و ترکیب‌ها

kill vermins

کشتن انگل‌ها

vermins control

کنترل انگل‌ها

vermins infestation

آلودگی به انگل

vermins problem

مشکل انگل‌ها

vermins removal

حذف انگل‌ها

vermins traps

تله برای انگل‌ها

vermins prevention

جلوگیری از انگل‌ها

vermins damage

آسیب ناشی از انگل‌ها

vermins species

گونه‌های انگل

vermins bait

طعمه برای انگل‌ها

جملات نمونه

vermins can cause significant damage to crops.

حشرات می‌توانند آسیب‌های جدی به محصولات کشاورزی وارد کنند.

it's essential to control vermins in urban areas.

کنترل حشرات در مناطق شهری ضروری است.

farmers often use traps to catch vermins.

کشاورزان اغلب از تله‌ها برای به دام انداختن حشرات استفاده می‌کنند.

vermins can spread diseases to humans and pets.

حشرات می‌توانند بیماری‌ها را به انسان‌ها و حیوانات خانگی منتقل کنند.

proper sanitation helps reduce vermins in the home.

بهداشت مناسب به کاهش حشرات در خانه کمک می‌کند.

many people are allergic to vermins like dust mites.

بسیاری از افراد به حشرات مانند کنه گرد و غبار آلرژی دارند.

vermins can be a nuisance in residential areas.

حشرات می‌توانند در مناطق مسکونی آزاردهنده باشند.

effective pest control can eliminate vermins.

کنترل آفات موثر می‌تواند حشرات را از بین ببرد.

some vermins are known for their rapid reproduction.

برخی از حشرات به دلیل تولید مثل سریع خود شناخته شده‌اند.

vermins often seek shelter in warm places.

حشرات اغلب به دنبال پناهگاه در مکان‌های گرم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید