vermis

[ایالات متحده]/ˈvɜːmɪs/
[بریتانیا]/ˈvɜrmɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار مانند کرم در مخچه؛ ورمیس مخچه‌ای
Word Forms
جمعvermiss

عبارات و ترکیب‌ها

vermis removal

حذف کرم

vermis infection

عفونت کرم

vermis treatment

درمان کرم

vermis species

گونه‌های کرم

vermis habitat

زیستگاه کرم

vermis lifecycle

چرخه حیات کرم

vermis control

کنترل کرم

vermis population

جمعیت کرم

vermis ecology

اکولوژی کرم

vermis study

مطالعه کرم

جملات نمونه

he found the vermis in the garden.

او کرم‌ها را در باغ پیدا کرد.

the scientist studied the vermis under a microscope.

دانشمند کرم‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کرد.

vermis can be an important part of the ecosystem.

کرم‌ها می‌توانند بخش مهمی از اکوسیستم باشند.

she was fascinated by the colors of the vermis.

او از رنگ‌های کرم‌ها متحیر شده بود.

vermis are often used in biological research.

کرم‌ها اغلب در تحقیقات زیست‌شناختی استفاده می‌شوند.

the vermis plays a role in the nervous system.

کرم‌ها در سیستم عصبی نقش دارند.

he collected various vermis for his project.

او انواع مختلف کرم‌ها را برای پروژه‌اش جمع‌آوری کرد.

understanding vermis can help in environmental studies.

درک کرم‌ها می‌تواند در مطالعات زیست‌محیطی کمک کند.

the presence of vermis indicates soil health.

وجود کرم‌ها نشان‌دهنده سلامت خاک است.

she wrote a paper on the behavior of vermis.

او مقاله‌ای در مورد رفتار کرم‌ها نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید