vermiss

[ایالات متحده]/və:mis/
[بریتانیا]/və:mis/

ترجمه

n. ورمیس مخچه، بخشی شبیه کرم از مغز

عبارات و ترکیب‌ها

vermiss my chance

فرصت را از دست بدهم

vermiss the bus

اتوبوس را از دست بدهم

vermiss the meeting

جلسه را از دست بدهم

vermiss an opportunity

فرصتی را از دست بدهم

vermiss the deadline

مهلت را از دست بدهم

vermiss the game

بازی را از دست بدهم

vermiss the train

قطار را از دست بدهم

vermiss the concert

اجرا را از دست بدهم

vermiss the flight

پرواز را از دست بدهم

vermiss the event

مهمانی را از دست بدهم

جملات نمونه

i really vermiss my hometown.

من واقعاً دلتنگ زادگاه خودم هستم.

she vermiss her childhood friends.

او دلتنگ دوستان دوران کودکی خود است.

he will vermiss the concert next week.

او کنسرت هفته آینده را از دست خواهد داد.

do you vermiss the old days?

آیا دلتنگ روزهای قدیمی هستید؟

they vermiss the beautiful scenery of the mountains.

آنها دلتنگ مناظر زیبای کوهستان هستند.

we vermiss the time we spent together.

ما دلتنگ زمانی هستیم که با هم گذراندیم.

she often vermiss her favorite book.

او اغلب دلتنگ کتاب مورد علاقه خود است.

he vermiss his family during the holidays.

او در تعطیلات دلتنگ خانواده‌اش است.

do you vermiss the taste of homemade food?

آیا دلتنگ طعم غذای خانگی هستید؟

after moving, i vermiss my old neighborhood.

بعد از نقل مکان، من دلتنگ محله قدیمی خودم هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید