vernix

[ایالات متحده]/ˈvɜːnɪks/
[بریتانیا]/ˈvɜrnɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماده سفید مومی یا پنیر مانند که بر روی پوست نوزادان یافت می‌شود
Word Forms
جمعvernixes

عبارات و ترکیب‌ها

vernix caseosa

ورنیکس کازوزا

vernix layer

لایه ورنیکس

vernix function

عملکرد ورنیکس

vernix presence

حضور ورنیکس

vernix exposure

قرار گرفتن در معرض ورنیکس

vernix removal

حذف ورنیکس

vernix application

کاربرد ورنیکس

vernix benefits

مزایای ورنیکس

vernix production

تولید ورنیکس

vernix characteristics

ویژگی های ورنیکس

جملات نمونه

vernix protects the baby's skin in the womb.

ورنیکس از پوست نوزاد در رحم محافظت می‌کند.

doctors often recommend leaving vernix on the newborn's skin.

پزشکان اغلب توصیه می‌کنند که ورنیکس روی پوست نوزاد تازه متولد شده باقی بماند.

vernix is a natural moisturizer for infants.

ورنیکس یک مرطوب‌کننده طبیعی برای نوزادان است.

some studies suggest vernix has antibacterial properties.

برخی از مطالعات نشان می‌دهد که ورنیکس دارای خواص ضد باکتریایی است.

vernix can help regulate a newborn's body temperature.

ورنیکس می‌تواند به تنظیم دمای بدن نوزاد کمک کند.

it's important to understand the role of vernix in childbirth.

درک نقش ورنیکس در زایمان مهم است.

vernix is often mistaken for baby oil.

ورنیکس اغلب با روغن بچه اشتباه گرفته می‌شود.

some parents choose to gently wipe off the vernix.

برخی از والدین انتخاب می‌کنند که به آرامی ورنیکس را پاک کنند.

vernix is composed of water, lipids, and proteins.

ورنیکس از آب، لیپیدها و پروتئین‌ها تشکیل شده است.

healthcare providers educate parents about the benefits of vernix.

ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی والدین را در مورد فواید ورنیکس آموزش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید