waxy

[ایالات متحده]/ˈwæksi/
[بریتانیا]/ˈwæksi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه موم، نرم، صاف، رنگ پریده، کبود

عبارات و ترکیب‌ها

waxy texture

بافت نرم و شمعی

waxy coating

روکش مومی

waxy appearance

ظاهر شمعی

waxy oil

روغن شمعی

جملات نمونه

a steel tube coated with a waxy substance.

یک لوله فولادی که با یک ماده مومی پوشانده شده است.

Thermal treatment action in pipage have great effect on the rheology of waxy crude.

اقدام درمانی حرارتی در خط لوله تأثیر زیادی بر رئولوژی قیر خام دارد.

a waxy mineral that is a mixture of hydrocarbons and occurs in association with petroleum; some varieties are used in making ceresin and candles.

یک ماده معدنی مومی که مخلوطی از هیدروکربن است و با نفت همراه است؛ برخی از انواع آن در ساخت سرسین و شمع استفاده می شود.

A mass of waxy pollen grains transported as a unit in many members of the Orchidaceae and Asclepiadaceae.

توده ای از دانه های گرده مومی که به عنوان یک واحد در بسیاری از اعضای خانواده ارکیده و آسکلپیاداسه جابجا می شوند.

brown velvety-plumaged songbirds of the northern hemisphere having crested heads and red waxy wing tips.

پرندگان آوازخوان قهوه‌ای با پرهای مخملی از نیمکره شمالی که دارای سرهای تاج‌دار و نوک‌های بال‌های قرمز مومی هستند.

The various genes of increasing sweet taste and gene wx can be expressed on the same ear, and the aim has been realized breeding the corn hybrids with sweet and waxy flavous fresh ears.

ژن‌های مختلف با طعم شیرین‌کننده و ژن wx می‌توانند روی یک گوشه بیان شوند و هدف با اصلاح ترکیبات دورگونوغاله ذرت با گوشه‌های تازه شیرین و مومی تحقق یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید