verticil

[ایالات متحده]/ˈvɜːtɪsɪl/
[بریتانیا]/ˈvɜrtɪsɪl/

ترجمه

n. چرخش یا حلقه در گیاه‌شناسی؛ نوعی ترتیب برگ‌ها یا گل‌ها؛ عامل شیمیایی برای کاهش فشار خون
Word Forms
جمعverticils

عبارات و ترکیب‌ها

verticil arrangement

چیدمان سیابری

verticil leaf

برگ سیابری

verticil structure

ساختار سیابری

verticil pattern

الگوی سیابری

verticil form

فرم سیابری

verticil type

نوع سیابری

verticil growth

رشد سیابری

verticil organization

سازمان سیابری

verticil design

طراحی سیابری

جملات نمونه

in botany, a verticil refers to a whorl of leaves.

در گیاه‌شناسی، وِرتِسیل به معنای یک حلقه از برگ‌ها است.

the verticil of flowers around the stem creates a beautiful display.

وِرتِسیل گل‌ها در اطراف ساقه، جلوه‌ای زیبا ایجاد می‌کند.

each verticil on the plant serves a specific purpose.

هر وِرتِسیل در گیاه، هدف خاصی دارد.

identifying the verticil can help in plant identification.

شناسایی وِرتِسیل می‌تواند به شناسایی گیاه کمک کند.

the verticil structure is important for the plant's growth.

ساختار وِرتِسیل برای رشد گیاه مهم است.

some species exhibit a unique verticil arrangement.

برخی از گونه‌ها دارای یک چیدمان وِرتِسیل منحصر به فرد هستند.

understanding the verticil can enhance gardening techniques.

درک وِرتِسیل می‌تواند تکنیک‌های باغبانی را بهبود بخشد.

in horticulture, the verticil can indicate the health of the plant.

در باغبانی، وِرتِسیل می‌تواند نشان‌دهنده سلامت گیاه باشد.

the verticil plays a crucial role in photosynthesis.

وِرتِسیل نقش مهمی در فتوسنتز ایفا می‌کند.

some plants have a distinctive verticil pattern that attracts pollinators.

برخی از گیاهان دارای الگوی وِرتِسیل متمایزی هستند که حشرات گرده‌افشان را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید