vestibuled

[ایالات متحده]/'vestɪbjuːl/
[بریتانیا]/'vɛstɪbjul/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیش‌ورودی، لابی
راهرو در انتهای واگن قطار، گذرگاه
محوطه جلو
vt. فراهم کردن یک راهرو برای اتصال.

عبارات و ترکیب‌ها

vestibule school

سردر مدرسه

جملات نمونه

the vestibule to the ear.

راه ورودی به گوش.

I have to ask David to wait in the vestibule.

من باید از دیوید بخواهم در راه ورودی منتظر بماند.

Conclusion:Uncovery method under nasal endoscope was an effective simple operation to treat Cysts in Nasal Vestibule,and with the advantages such a...

نتیجه گیری: روش کشف تحت اندوسکوپ بینی یک عمل جراحی ساده و موثر برای درمان کیست ها در لابیرنت بینی بود و دارای مزایایی مانند...

The dilated ectopic ureters draining the bilateral hydronephrotic upper renal segments issued into vaginal vestibule and caused urinary incontinence.

اورترهای اکتوپیک گشاد شده که حوضچه های کلیوی فوقانی دوطرفه را تخلیه می کردند، وارد واژینال و باعث نشت ادرار شدند.

At the east end of the nave is the vaulted sanctuary apse and at the west end a great narthex or vestibule, beyond which an exonarthex opens to the forecourt, or atrium.

در انتهای شرقی صحن خانه، محراب گنبدی شکل و در انتهای غربی، یک دهانه بزرگ یا دهلیز وجود دارد، که از آنجا یک دهانه بیرونی به حیاط یا طاقچه باز می‌شود.

vestibule A chamber leading into other cavities or passages, e.g. of the inner ear, of the utriculus, sacculus, lagena.

راه ورودی حفره ای که به حفره ها یا گذرگاه های دیگر منتهی می شود، مانند گوش داخلی، کیسه ای، ساکولوس، لاژنا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید