vestry

[ایالات متحده]/'vestrɪ/
[بریتانیا]/'vɛstri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاقی در یک کلیسا
اتاقی در یک کلیسا برای لباس‌های مذهبی
n. کمیته‌ای از یک پارش کلیسا
Word Forms
جمعvestries

عبارات و ترکیب‌ها

church vestry

کلیسای دخمه

vestry room

اتاق دخمه

vestry door

در دخمه

enter the vestry

وارد دخمه شوید

جملات نمونه

they walked to the vestry to disrobe.

آنها برای پوشیدن لباس‌ها به پیش‌خان رفتند.

I went into the vestry and robed for the Mass.

من به اتاق لباس رفتم و برای مراسم مذهبی لباس پوشیدم.

The priest prepared his robes in the vestry before the service.

کشیش لباس‌های خود را قبل از مراسم در پیش‌خان آماده کرد.

The choir members gathered in the vestry to practice their hymns.

اعضای گروه کر برای تمرین سرودهایشان در پیش‌خان جمع شدند.

The vestry was filled with the scent of incense during the ceremony.

در طول مراسم، پیش‌خان با بوی بخور پر شده بود.

The vestry is where the church keeps its sacred vessels and vestments.

پیش‌خان جایی است که کلیسا وسایل مقدس و لباس‌های خود را در آن نگهداری می‌کند.

The priest asked the acolytes to bring candles from the vestry.

کشیش از حامل مشعل خواست تا شمع‌ها را از پیش‌خان بیاورند.

The vestry door creaked open as the deacon entered.

همانطور که پیشخدمت وارد شد، در پیش‌خان باز شد.

The vestry is a quiet place for reflection and prayer.

پیش‌خان مکانی آرام برای تفکر و دعا است.

The vestry was beautifully decorated for the wedding ceremony.

پیش‌خان به زیبایی برای مراسم عروسی تزئین شده بود.

The church committee met in the vestry to discuss upcoming events.

کمیته کلیسا برای بحث در مورد رویدادهای آینده در پیش‌خان جلسه برگزار کرد.

The vestry key was missing, causing a delay in the preparations.

کلید پیش‌خان گم شده بود که باعث تاخیر در آماده‌سازی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید