| جمع | victuallings |
victualling supplies
تأمین آذوقه
victualling station
ایستگاه آذوقه
victualling ship
کشتی آذوقه
victualling service
خدمات آذوقه
victualling officer
مسئول آذوقه
victualling contract
قرارداد آذوقه
victualling department
بخش آذوقه
victualling arrangements
چیدمان آذوقه
victualling operations
عملیات آذوقه
victualling plan
برنامه آذوقه
the ship is in need of victualling before the long voyage.
کشتی قبل از سفر طولانی به آذوقه نیاز دارد.
victualling supplies were delivered to the naval base.
تدارکات آذوقه به پایگاه نیروی دریایی تحویل داده شد.
efficient victualling is essential for a successful expedition.
آذوقه رسانی کارآمد برای یک مأموریت موفق ضروری است.
the victualling officer was responsible for food distribution.
مسئولیت توزیع غذا بر عهده افسر آذوقه بود.
they planned the victualling schedule for the entire journey.
آنها برنامه آذوقه رسانی را برای کل سفر برنامه ریزی کردند.
victualling at sea requires careful planning and management.
آذوقه رسانی در دریا نیاز به برنامه ریزی و مدیریت دقیق دارد.
the crew was grateful for the victualling arrangements made.
خدمه از برنامه های آذوقه رسانی که انجام شده بود قدردان بودند.
victualling can often determine the outcome of a mission.
آذوقه رسانی اغلب می تواند نتیجه یک مأموریت را تعیین کند.
they faced challenges in victualling during the harsh winter.
آنها در زمستان سخت با چالش های آذوقه رسانی روبرو شدند.
the victualling process was streamlined for efficiency.
فرآیند آذوقه رسانی برای افزایش کارایی ساده شد.
victualling supplies
تأمین آذوقه
victualling station
ایستگاه آذوقه
victualling ship
کشتی آذوقه
victualling service
خدمات آذوقه
victualling officer
مسئول آذوقه
victualling contract
قرارداد آذوقه
victualling department
بخش آذوقه
victualling arrangements
چیدمان آذوقه
victualling operations
عملیات آذوقه
victualling plan
برنامه آذوقه
the ship is in need of victualling before the long voyage.
کشتی قبل از سفر طولانی به آذوقه نیاز دارد.
victualling supplies were delivered to the naval base.
تدارکات آذوقه به پایگاه نیروی دریایی تحویل داده شد.
efficient victualling is essential for a successful expedition.
آذوقه رسانی کارآمد برای یک مأموریت موفق ضروری است.
the victualling officer was responsible for food distribution.
مسئولیت توزیع غذا بر عهده افسر آذوقه بود.
they planned the victualling schedule for the entire journey.
آنها برنامه آذوقه رسانی را برای کل سفر برنامه ریزی کردند.
victualling at sea requires careful planning and management.
آذوقه رسانی در دریا نیاز به برنامه ریزی و مدیریت دقیق دارد.
the crew was grateful for the victualling arrangements made.
خدمه از برنامه های آذوقه رسانی که انجام شده بود قدردان بودند.
victualling can often determine the outcome of a mission.
آذوقه رسانی اغلب می تواند نتیجه یک مأموریت را تعیین کند.
they faced challenges in victualling during the harsh winter.
آنها در زمستان سخت با چالش های آذوقه رسانی روبرو شدند.
the victualling process was streamlined for efficiency.
فرآیند آذوقه رسانی برای افزایش کارایی ساده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید