viewscreen

[ایالات متحده]/ˈvjuːˌskriːn/
[بریتانیا]/ˈvjuːˌskrin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صفحه نمایش استفاده شده برای مشاهده تصاویر یا اطلاعات؛ یک پنجره در یک فضاپیما که نمای خارجی را نشان می‌دهد؛ یک پنل نمایش کریستال مایع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

main viewscreen

صفحه نمایش اصلی

viewscreen display

نمایش صفحه نمایش

viewscreen settings

تنظیمات صفحه نمایش

viewscreen controls

کنترل های صفحه نمایش

viewscreen interface

رابط کاربری صفحه نمایش

viewscreen image

تصویر صفحه نمایش

viewscreen output

خروجی صفحه نمایش

viewscreen mode

حالت صفحه نمایش

viewscreen options

گزینه های صفحه نمایش

viewscreen resolution

وضوح صفحه نمایش

جملات نمونه

the viewscreen displayed the latest news updates.

صفحه نمایش آخرین اخبار را نشان داد.

he adjusted the viewscreen to get a clearer image.

او صفحه نمایش را تنظیم کرد تا تصویر واضح‌تری به دست آورد.

the spaceship's viewscreen showed the stars outside.

صفحه نمایش سفینه فضایی ستاره‌های بیرون را نشان می‌داد.

she watched the movie on the large viewscreen.

او فیلم را روی صفحه نمایش بزرگ تماشا کرد.

the technician repaired the malfunctioning viewscreen.

تکنسین صفحه نمایش خراب را تعمیر کرد.

the viewscreen can be used for video conferencing.

می‌توان از صفحه نمایش برای کنفرانس ویدیویی استفاده کرد.

he pointed at the viewscreen to highlight the issue.

او به صفحه نمایش اشاره کرد تا مشکل را برجسته کند.

the viewscreen flickered before going black.

صفحه نمایش قبل از خاموش شدن چشمک زد.

the captain ordered the viewscreen to zoom in on the target.

کاپیتان دستور داد که صفحه نمایش روی هدف زوم کند.

they installed a new viewscreen in the command center.

آنها یک صفحه نمایش جدید در مرکز فرمان نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید