villainage

[ایالات متحده]/ˈvɪl.ən.ɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈvɪl.ən.ɪdʒ/

ترجمه

n. وضعیت یا شرایط دهقانان؛ شرایطی که تحت آن دهقانان زمین اجاره می‌کنند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

feudal villainage

زامینداری فئودالی

villainage system

سیستم زامینداری

serf villainage

زامینداری بندگان

villainage rights

حقوق زامینداری

villainage status

وضعیت زامینداری

end villainage

پایان زامینداری

villainage obligations

الزامات زامینداری

villainage duties

وظایف زامینداری

abolish villainage

لغو زامینداری

villainage law

قانون زامینداری

جملات نمونه

his villainage was evident in the way he plotted against the hero.

جاه‌طلبی و شرارت او در نحوه توطینه علیه قهرمان آشکار بود.

the story's villainage added depth to the character's motivations.

شرارت موجود در داستان، عمقی به انگیزه‌های شخصیت بخشید.

she portrayed the villainage with such skill that the audience was captivated.

او شرارت را با چنان مهارتی به تصویر کشید که مخاطبان مجذوب شدند.

the villainage in the film was both entertaining and thought-provoking.

شرارت موجود در فیلم هم سرگرم‌کننده بود و هم تفکربرانگیز.

his villainage was masked by a charming smile.

شرارت او با یک لبخند جذاب پوشیده شده بود.

in literature, villainage often serves as a foil to the hero.

در ادبیات، شرارت اغلب به عنوان نقطه مقابل قهرمان عمل می‌کند.

the villainage of the antagonist drove the plot forward.

شرارت ضدقهرمان، داستان را به جلو برد.

understanding the villainage helps to appreciate the story's complexity.

درک شرارت به قدردانی از پیچیدگی داستان کمک می‌کند.

his villainage was revealed through his treacherous actions.

شرارت او از طریق اقدامات فریبکارانه‌اش آشکار شد.

the villainage in the play was a commentary on societal issues.

شرارت موجود در نمایش، نقد مسائل اجتماعی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید