villiger

[ایالات متحده]//
[بریتانیا]//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام شخصی
شکل‌های واژه
جمعvilligers

جملات نمونه

the local villagers gathered near the ancient well to discuss the new road construction project.

سکونت‌های محلی نزدیک چاه قدیمی جمع شدند تا در مورد پروژه ساخت جاده جدید بحث کنند.

an elderly villager shared stories about the village's history during the annual festival.

یک روستایی سالخورده در حین جشن سالانه داستان‌هایی از تاریخ روستا را به اشتراک گذاشت.

the young villager decided to leave the mountainside village for education opportunities in the city.

روستایی جوان تصمیم گرفت از روستای کوه‌نشین خارج شود تا فرصت‌های آموزشی در شهر را به دست آورد.

villagers gathered at the community center to protest the factory's environmental pollution.

روستایی‌ها در مرکز اجتماعی جمع شدند تا علیه آلودگی محیط زیست کارخانه اعتراض کنند.

a villager told reporters that the flooding had destroyed their rice fields.

یک روستایی به گزارش‌گزاران گفت که سیلاب زمین‌های برنجی آن‌ها را ویران کرده است.

the villagers welcomed the tourists with traditional music and dances.

روستایی‌ها با موسیقی و رقص‌های سنتی گردشگران را خوش‌آمد گفتند.

a local villager explained how the drought had affected agricultural production.

یک روستایی محلی توضیح داد که چگونه خشکسالی تولید کشاورزی را تحت تأثیر قرار داده است.

villagers recalled the devastating earthquake that struck the region twenty years ago.

روستایی‌ها زلزله ویرانگری را که ۲۰ سال پیش منطقه را لرزاند، به یاد آوردند.

the villager pointed toward the distant mountains where the ancient temple was located.

روستایی به سوی کوه‌های دور اشاره کرد که در آنجا مسجد قدیمی قرار داشت.

a group of villagers collaborated to rebuild the damaged bridge after the severe storm.

گروهی از روستایی‌ها پس از باران شدید با همکاری برای بازسازی پل آسیب دیده کار کردند.

the villager described the suspicious strangers who had arrived in the village the previous week.

روستایی افراد مشکوکی را که هفته گذشته به روستا آمده بودند، توصیف کرد.

villagers expressed deep concern about the proposed mining operation near their homes.

روستایی‌ها نگرانی عمیقی درباره عملیات کاشفی که در نزدیکی خانه‌هایشان پیشنهاد شده است، نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید