villigers

[ایالات متحده]/ˈvɪlɪgəz/
[بریتانیا]/ˈvɪlɪgərz/

ترجمه

n. جمع Villiger؛ یک نام خانوادگی برای افرادی که نامشان Villiger است.

عبارات و ترکیب‌ها

angry villigers

村民 خشمگین

scared villigers

村民 می‌ترسید

little villigers

村民 کوچک

wise villigers

村民 حکیم

lost villigers

村民 گم شده

villigers running

村民 در حال گریز

villigers hiding

村民 پنهان می‌شوند

friendly villigers

村民 دوست داشتنی

villigers gathering

جمع شدن村民

the villigers

村民

جملات نمونه

the villagers gathered in the town square to discuss the new road project.

سکونت‌کنندگان روستایی در میدان شهر جمع شدند تا در مورد پروژه جاده جدید بحث کنند.

local villagers depend on the river for their daily water supply.

سکونت‌کنندگان محلی روستا به رودخانه برای تأمین آب روزمره خود وابسته‌اند.

rural villagers often wake up before sunrise to begin their work.

سکونت‌کنندگان روستایی اغلب قبل از طلوع خورشید بیدار می‌شوند تا کار خود را شروع کنند.

the villagers welcomed the tourists with traditional dances and songs.

سکونت‌کنندگان روستا با رقص‌های و آوازهای سنتی مسافران را خوش‌آمد گفتند.

elderly villagers share their wisdom and stories with younger generations.

سکونت‌کنندگان روستایی باسنی‌ها دانش و داستان‌های خود را با نسل جوان به اشتراک می‌گذارند.

poor villagers in the mountains need better access to healthcare.

سکونت‌کنندگان فقیر در کوه‌ها به دسترسی بهتر به مراقبت‌های بهداشتی نیاز دارند.

the villagers protested against the construction of the new factory.

سکونت‌کنندگان روستا علیه ساخت کارخانه جدید اعتراض کردند.

villagers celebrate the harvest festival with dancing and feasting.

سکونت‌کنندگان روستا با رقص و جشن‌های غذایی جشن بازده را جشن می‌گیرند.

many villagers have moved to cities seeking better job opportunities.

بسیاری از سکونت‌کنندگان روستا به شهرها رفتند تا فرصت‌های شغلی بهتری پیدا کنند.

the villagers' lives have changed significantly over the past decade.

زندگی سکونت‌کنندگان روستا در دهه گذشته به طور قابل توجهی تغییر کرده است.

traditional villagers maintain their customs despite modern influences.

سکونت‌کنندگان سنتی با وجود تأثیرات مدرن، روش‌های سنتی خود را حفظ می‌کنند.

fishermen villagers rely on the sea for their livelihood.

سکونت‌کنندگان روستایی که صیاد هستند، به دریا برای حیات خود وابسته‌اند.

agricultural villagers cultivate rice fields using ancient farming techniques.

سکونت‌کنندگان روستایی کشاورزی با استفاده از فنون کشاورزی باستانی زمین‌های برنج فول می‌کنند.

mountain villagers have adapted to life in challenging terrain.

سکونت‌کنندگان روستایی کوه‌ها به زندگی در مناطق چالش‌برانگیز سازگار شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید