violable

[ایالات متحده]/ˈvaɪəbl/
[بریتانیا]/ˈvaɪəbl/

ترجمه

adj. قابل نقض; قابل شکستن; مستعد بی‌احترامی

عبارات و ترکیب‌ها

violable contract

قرارداد نقض‌پذیر

violable rule

قانون نقض‌پذیر

violable agreement

توافقنامه نقض‌پذیر

violable principle

اصل نقض‌پذیر

violable standard

استاندارد نقض‌پذیر

violable policy

سیاست نقض‌پذیر

violable term

شرط نقض‌پذیر

violable condition

شرایط نقض‌پذیر

violable obligation

تعهد نقض‌پذیر

violable commitment

متعهد بودن نقض‌پذیر

جملات نمونه

the rules are violable under certain circumstances.

قوانین تحت شرایط خاص قابل نقض هستند.

her contract included a violable clause.

قرارداد او شامل بند قابل نقض بود.

violable agreements can lead to legal issues.

توافقات قابل نقض می توانند منجر به مشکلات قانونی شوند.

the policy is violable if both parties agree.

اگر هر دو طرف موافق باشند، سیاست قابل نقض است.

in some cases, violable conditions are necessary.

در برخی موارد، شرایط قابل نقض ضروری هستند.

they found a violable loophole in the system.

آنها یک راه فرار قابل نقض در سیستم پیدا کردند.

understanding violable policies is crucial for compliance.

درک سیاست های قابل نقض برای رعایت الزامات بسیار مهم است.

violable terms can create confusion among employees.

شرایط قابل نقض می تواند باعث سردرگمی در بین کارکنان شود.

the agreement was deemed violable by the court.

دادگاه توافق را قابل نقض تشخیص داد.

he argued that the violable nature of the law was unfair.

او استدلال کرد که ذات قابل نقض قانون غیرمنصفانه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید