violator

[ایالات متحده]/ˈvaɪəleɪtə/
[بریتانیا]/ˈvaɪəˌleɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که قانونی یا قاعده‌ای را نقض می‌کند؛ یک متخلف یا متجاوز

عبارات و ترکیب‌ها

traffic violator

متخلف رانندگی

law violator

متخلف قانون

repeat violator

متخلف تکرار شونده

environmental violator

متخلف زیست محیطی

code violator

متخلف کد

policy violator

متخلف سیاست

serious violator

متخلف جدی

criminal violator

متخلف کیفری

safety violator

متخلف ایمنی

license violator

متخلف گواهینامه

جملات نمونه

the violator was fined for breaking the law.

مخالف به دلیل نقض قانون جریمه شد.

authorities are cracking down on violators of traffic rules.

مقامات در حال سرکوب متخلفان قوانین رانندگی هستند.

each violator will face severe penalties.

هر متخلفی با مجازات‌های شدید روبرو خواهد شد.

the violator's license was suspended for a year.

گواهینامه رانندگی متخلف به مدت یک سال تعلیق شد.

repeat violators may be prosecuted.

متخلفان تکرارشونده ممکن است مورد پیگرد قانونی قرار گیرند.

violators of the policy will be removed from the program.

متخلفان سیاست از برنامه حذف خواهند شد.

community service is often assigned to minor violators.

خدمات اجتماعی اغلب به متخلفان جزئی اختصاص داده می‌شود.

the violator admitted to the offense in court.

متخلف به دلیل ارتکاب جرم در دادگاه اعتراف کرد.

we need stricter laws to deter potential violators.

ما به قوانین سخت‌گیرانه‌تری برای بازدارندگی متخلفان بالقوه نیاز داریم.

training programs are available for first-time violators.

برنامه‌های آموزشی برای متخلفان اولیه‌ای در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید