virescence

[ایالات متحده]/vaɪˈrɛs.əns/
[بریتانیا]/vaɪˈrɛs.əns/

ترجمه

n. فرآیند سبز شدن؛ سبز شدن یا حالت سبز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

rapid virescence

رشدی سریع

vital virescence

رشدی حیاتی

natural virescence

رشدی طبیعی

seasonal virescence

رشدی فصلی

exuberant virescence

رشدی پرجنب‌وجوش

enhanced virescence

رشدی تقویت‌شده

vivid virescence

رشدی زنده

subtle virescence

رشدی ظریف

artificial virescence

رشدی مصنوعی

persistent virescence

رشدی مداوم

جملات نمونه

the garden's virescence was a sign of spring's arrival.

سبز شدن باغ نشانه‌ای از رسیدن بهار بود.

virescence in plants often indicates healthy growth.

سبز شدن در گیاهان اغلب نشان‌دهنده رشد سالم است.

she admired the virescence of the leaves in the sunlight.

او به سبز شدن برگ‌ها در نور خورشید نگاه کرد.

the virescence of the forest was breathtaking after the rain.

سبز شدن جنگل پس از باران خیره‌کننده بود.

virescence can be influenced by environmental factors.

سبز شدن می‌تواند تحت تأثیر عوامل محیطی قرار گیرد.

we studied the virescence of various plant species.

ما سبز شدن گونه‌های مختلف گیاهی را مطالعه کردیم.

the artist captured the virescence of nature in her painting.

هنرمند سبز شدن طبیعت را در نقاشی خود به تصویر کشید.

virescence is often associated with new beginnings.

سبز شدن اغلب با شروع‌های جدید مرتبط است.

in literature, virescence symbolizes growth and renewal.

در ادبیات، سبز شدن نمادی از رشد و تجدید حیات است.

the sudden virescence of the plants surprised the gardener.

ناگهان سبز شدن گیاهان باغبان را شگفت‌زده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید