browning

[ایالات متحده]/ˈbrauniŋ/
[بریتانیا]/ˈbraʊnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عامل رنگی که رنگ قهوه‌ای می‌دهد
v. قهوه‌ای شدن؛ سوزاندن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

browning meat

برشته کردن گوشت

browning effect

اثر قهوه‌ای شدن

enzymatic browning

قهوه‌ای شدن آنزیمی

browning effect

اثر قهوه‌ای شدن

browning reaction

واکنش قهوه‌ای شدن

browning process

فرآیند قهوه‌ای شدن

browning method

روش قهوه‌ای شدن

browning sauce

سس قهوه‌ای

browning powder

پودر قهوه‌ای

browning agent

عامل قهوه‌ای شدن

browning meat

برشته کردن گوشت

browning sugar

شکر قهوه‌ای

browning technique

تکنیک قهوه‌ای شدن

جملات نمونه

Non-enzymatic browning results from caramelization and the Maillard reaction to produce melanins.

تغییر رنگ غیر آنزیمی ناشی از کاراملی شدن و واکنش مایرارد برای تولید ملانین ها است.

nonenzymatic browning of greengage juice was restrained more remarkably by vacuum concentration than by normal pressure concentration;

تغییر رنگ غیر آنزیمی آبمیوه زردآلو توسط غلظت خلاء بیشتر از غلظت فشار معمولی مهار شد.

the non-enzymatic browning of greengage juice increased and the color darkened with the increase of concentration and processing temperature;

تغییر رنگ غیر آنزیمی آبمیوه زردآلو با افزایش غلظت و دمای فرآوری افزایش یافت و رنگ آن تیره شد.

Bread aroma is enhanced, as is the crust color, by a build-up of melanoidin compounds from nonenzymatic browning reactions.

عطر نان افزایش می‌یابد، همانطور که رنگ پوست نیز با تجمع ترکیبات ملانوییدین از واکنش‌های قهوه‌ای شدن غیر آنزیمی افزایش می‌یابد.

Controled the humidity of drying room at abaut 40% can notably cut dowm the time of drying process, browning , and sulphur surplusage of products.

کنترل رطوبت اتاق خشک کردن در حدود 40 درصد می تواند زمان فرآیند خشک کردن، قهوه ای شدن و مازاد گوگرد محصولات را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

browning is a technique used in cooking.

قهوه ای کردن یک تکنیک مورد استفاده در آشپزی است.

the meat started browning in the pan.

گوشت در تابه شروع به قهوه ای شدن کرد.

she enjoys browning her butter for extra flavor.

او از قهوه ای کردن کره خود برای طعم بیشتر لذت می برد.

browning can enhance the dish's appearance.

قهوه ای کردن می تواند ظاهر غذا را بهبود بخشد.

he learned the art of browning vegetables perfectly.

او هنر قهوه ای کردن سبزیجات را به خوبی یاد گرفت.

don't forget to keep an eye on the browning process.

ناراحت نباشید که روند قهوه ای شدن را زیر نظر داشته باشید.

browning adds depth to the flavor of the dish.

قهوه ای کردن عمق را به طعم غذا اضافه می کند.

she prefers browning her meat before stewing it.

او ترجیح می دهد گوشت خود را قبل از پختن آن قهوه ای کند.

the chef demonstrated the browning technique to the class.

سرآشپز تکنیک قهوه ای کردن را به کلاس نشان داد.

achieving the perfect browning requires practice.

رسیدن به قهوه ای شدن کامل نیاز به تمرین دارد.

نمونه‌های واقعی

It starts by browning off my mince.

من با سرخ کردن گوشت چرخ کرده شروع می‌کنم.

منبع: Gourmet Base

And interestingly we think that using gravy browning is actually a little bit of a myth.

و جالب اینجاست که ما فکر می‌کنیم استفاده از پودر قهوه برای سس در واقع کمی یک افسانه است.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

And you can control this type of heat to get browning versus broiling and baking.

و شما می‌توانید این نوع گرما را کنترل کنید تا به جای برشته کردن و پختن، قهوه‌ای شدن حاصل شود.

منبع: Selected English short passages

It's browning its oversight to all other kinds of institution if unchecked could trigger another financial crisis.

اگر بدون توجه به آن، این موضوع باعث بی‌توجهی به سایر موسسات شود، می‌تواند باعث بحران مالی دیگری شود.

منبع: NPR News May 2013 Compilation

My mince is browning in the pan, now that's going to take longer than you think.

گوشت چرخ کرده من در تابه در حال قهوه‌ای شدن است، حالا این بیشتر از آن چیزی است که فکر می‌کنید طول می‌کشد.

منبع: Gourmet Base

We've got some nice browning on that side.

در آن طرف، قهوه‌ای شدن خوبی داریم.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

You kind of have that browning that happened on the top.

شما کمی آن قهوه‌ای شدن را که در بالا اتفاق افتاد، دارید.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

You wanna stir periodically, just to make sure that the nuts are browning on all sides.

می‌خواهید هر از گاهی هم بزنید تا مطمئن شوید که آجیل‌ها در همه طرف در حال قهوه‌ای شدن هستند.

منبع: Thanksgiving recipes

It's like browning on the bottom of the pizza.

مثل قهوه‌ای شدن در پایین پیتزا است.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

That level of browning is wonderful.

آن سطح قهوه‌ای شدن فوق‌العاده است.

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید