vituperates loudly
زحمتکشی به صدای بلند
vituperates harshly
زحمتکشی به شدت
vituperates constantly
زحمتکشی به طور مداوم
vituperates publicly
زحمتکشی علنی
vituperates angrily
زحمتکشی با خشم
vituperates others
زحمتکشی دیگران
vituperates unfairly
زحمتکشی به طور ناعادلانه
vituperates frequently
زحمتکشی به طور مکرر
vituperates openly
زحمتکشی آشکارا
vituperates bitterly
زحمتکشی با تلخی
the critic vituperates the film for its poor plot and weak characters.
منتقد فیلم را به دلیل طرح ضعیف و شخصیتهای ضعیف مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
she often vituperates her colleagues when they make mistakes.
او اغلب همکاران خود را وقتی اشتباه میکنند مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the politician vituperates his opponents during the debate.
سیاستمدار حریفان خود را در طول بحث مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
he vituperates the government for its handling of the crisis.
او دولت را به دلیل نحوه رسیدگی به بحران مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the teacher vituperates the students for their lack of effort.
معلم دانشآموزان را به دلیل نداشتن تلاش مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
in his review, he vituperates the author's writing style.
در بررسی خود، او سبک نویسندگی نویسنده را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
during the meeting, she vituperates the project’s poor results.
در طول جلسه، او نتایج ضعیف پروژه را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the coach vituperates the players for their lack of discipline.
مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن نظم مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
he vituperates anyone who disagrees with his opinions.
او هر کسی که با نظراتش مخالف است را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the article vituperates the lack of action on climate change.
مقاله فقدان اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
vituperates loudly
زحمتکشی به صدای بلند
vituperates harshly
زحمتکشی به شدت
vituperates constantly
زحمتکشی به طور مداوم
vituperates publicly
زحمتکشی علنی
vituperates angrily
زحمتکشی با خشم
vituperates others
زحمتکشی دیگران
vituperates unfairly
زحمتکشی به طور ناعادلانه
vituperates frequently
زحمتکشی به طور مکرر
vituperates openly
زحمتکشی آشکارا
vituperates bitterly
زحمتکشی با تلخی
the critic vituperates the film for its poor plot and weak characters.
منتقد فیلم را به دلیل طرح ضعیف و شخصیتهای ضعیف مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
she often vituperates her colleagues when they make mistakes.
او اغلب همکاران خود را وقتی اشتباه میکنند مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the politician vituperates his opponents during the debate.
سیاستمدار حریفان خود را در طول بحث مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
he vituperates the government for its handling of the crisis.
او دولت را به دلیل نحوه رسیدگی به بحران مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the teacher vituperates the students for their lack of effort.
معلم دانشآموزان را به دلیل نداشتن تلاش مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
in his review, he vituperates the author's writing style.
در بررسی خود، او سبک نویسندگی نویسنده را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
during the meeting, she vituperates the project’s poor results.
در طول جلسه، او نتایج ضعیف پروژه را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the coach vituperates the players for their lack of discipline.
مربی بازیکنان را به دلیل نداشتن نظم مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
he vituperates anyone who disagrees with his opinions.
او هر کسی که با نظراتش مخالف است را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
the article vituperates the lack of action on climate change.
مقاله فقدان اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی را مورد انتقاد شدید قرار میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید