berates

[ایالات متحده]/bɪˈreɪts/
[بریتانیا]/bəˈreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت به طور عمومی از کسی انتقاد می‌کند.

جملات نمونه

she berates her team for missing the deadline.

او تیم خود را به دلیل از دست دادن مهلت تحویل سرزنش می‌کند.

the teacher berates the students for their lack of effort.

معلم به دلیل نداشتن تلاش کافی دانش‌آموزان را سرزنش می‌کند.

he berates himself for not studying harder.

او خودش را به دلیل تلاش نکردن بیشتر سرزنش می‌کند.

during the meeting, the manager berates the employees for poor performance.

در طول جلسه، مدیر کارمندان را به دلیل عملکرد ضعیف سرزنش می‌کند.

she berates her friend for being late to the event.

او دوست خود را به دلیل دیر رسیدن به رویداد سرزنش می‌کند.

the coach berates the players after their loss.

مربی بازیکنان را پس از شکست‌شان سرزنش می‌کند.

he often berates his children for not cleaning their rooms.

او اغلب بچه‌هایش را به دلیل تمیز نکردن اتاق‌هایشان سرزنش می‌کند.

she berates the staff for not following the procedures.

او کارکنان را به دلیل عدم رعایت رویه‌ها سرزنش می‌کند.

the critic berates the film for its lack of originality.

منتقد فیلم را به دلیل نداشتن اصالت سرزنش می‌کند.

he berates his partner for not communicating effectively.

او شریک خود را به دلیل عدم ارتباط موثر سرزنش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید