vivification

[ایالات متحده]/ˌvɪvɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌvɪvɪfɪˈkeɪʃən/

ترجمه

n. عمل بخشیدن زندگی یا انرژی؛ فرآیند زنده یا فعال شدن؛ در پزشکی، تبدیل به بافت زنده

عبارات و ترکیب‌ها

vivification process

فرآیند احیا

vivification theory

نظریه احیا

vivification method

روش احیا

vivification strategy

استراتژی احیا

vivification principle

اصل احیا

vivification effect

اثر احیا

vivification model

مدل احیا

vivification phase

فاز احیا

vivification concept

مفهوم احیا

vivification initiative

ابتکار احیا

جملات نمونه

the vivification of the community spirit is essential for progress.

احیای روحیهٔ جامعه برای پیشرفت ضروری است.

her art aims at the vivification of forgotten traditions.

هنر او به احیای سنت‌های فراموش‌شده می‌پردازد.

the vivification of the economy requires innovative policies.

احیای اقتصاد نیازمند سیاست‌های نوآورانه است.

vivification of the environment is a pressing concern.

احیای محیط زیست یک نگرانی جدی است.

they believe that education is key to the vivification of society.

آنها معتقدند که آموزش کلید احیای جامعه است.

the vivification of cultural heritage can attract tourism.

احیای میراث فرهنگی می‌تواند گردشگری را جذب کند.

his research focuses on the vivification of ancient languages.

تحقیقات او بر روی احیای زبان‌های باستانی متمرکز است.

the festival was a vivification of local customs and traditions.

جشنواره احیایی از آداب و رسوم و سنت‌های محلی بود.

vivification of the arts can enhance community engagement.

احیای هنرها می‌تواند تعاملات جامعه را افزایش دهد.

the organization's mission is the vivification of social justice initiatives.

ماموریت سازمان، احیای طرح‌های عدالت اجتماعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید