vodouns

[ایالات متحده]/ˈvɒdkəz/
[بریتانیا]/ˈvɑdkəz/

ترجمه

n. جمع vodoun، به معنای وودکا

جملات نمونه

the voodoo practitioner performed an ancient ritual in the small hut.

کارشناس وودو یک رитوال باستانی در خانه کوچک انجام داد.

tourists bought colorful voodoo dolls at the local market as souvenirs.

گردشگران با چپاکی وودو رنگارنگ در بازار محلی خریداری کردند به عنوان یادگار.

strange voodoo spells were whispered under the moonlight.

سحرهای عجیب وودو در زیر نور ماه گُفته می‌شد.

the voodoo priest cast a protective spell during the ceremony.

پیشترف وودو در حین مراسم یک سحر حفاظتی را زنده کرد.

local villagers still practice voodoo traditions in the remote area.

مردم محلی هنوز در منطقه دورافتاده سنت‌های وودو را انجام می‌دهند.

visitors were warned about the dangerous voodoo magic in that region.

بازدیدکنندگان در مورد سحرهای خطرناک وودو در آن منطقه هشدار داده شدند.

the old woman used voodoo dolls for healing purposes in her village.

زن سالمند در روستای خود از چپاکی‌های وودو برای درمان استفاده می‌کرد.

voodoo spirits were believed to communicate through dreams and visions.

روهان وودو از طریق رویاها و تصویرها ارتباط برقرار می‌کردند.

the voodoo ceremony lasted throughout the night with rhythmic drums.

مراسم وودو به مدت تمام شب با تپش‌های ریتمیک ادامه یافت.

many people are fascinated by the mysterious voodoo rituals.

بسیاری از افراد به مراسم وودو اسرارآمیز علاقه‌مندند.

a powerful voodoo spell was said to protect the entire village.

یک سحر قدرتمند وودو برای حفاظت از تمام روستا گفته می‌شد.

the voodoo priestess prepared sacred herbs for her healing practices.

پرستار وودو برای روش‌های درمانی خود گیاهان مقدس آماده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید