| جمع | voiceboxes |
voicebox failure
نیروی صوتی ناکارآمد
damaged voicebox
نیروی صوتی آسیب دیده
voicebox repair
repair نیروی صوتی
artificial voicebox
نیروی صوتی مصنوعی
voicebox surgery
جراحی نیروی صوتی
protecting voicebox
محافظت از نیروی صوتی
voicebox condition
وضعیت نیروی صوتی
voicebox exercises
ورزش نیروی صوتی
voicebox vibrates
نیروی صوتی لرزش می کند
voicebox problems
مشکلات نیروی صوتی
the child's voicebox sounded raspy after a cold.
صداگوی کودک پس از یک سرماخیز خشن بود.
he used a voicebox app to change his online persona.
او از یک برنامه صداگوی برای تغییر هویت آنلاین خود استفاده کرد.
the singer’s voicebox needed rest after the concert.
صداگوی خواننده پس از کنسرت نیاز به استراحت داشت.
the damaged voicebox required surgery to repair.
صداگوی آسیب دیده نیاز به جراحی برای تعمیر داشت.
she practiced vocal exercises to strengthen her voicebox.
او تمرینات صوتی را برای تقویت صداگوی خود انجام داد.
the voicebox modulator created a robotic sound effect.
مبدل صداگوی یک اثر صوتی رباتیک ایجاد کرد.
doctors examined his voicebox for signs of inflammation.
پزشکان صداگوی او را برای علائم التهاب بررسی کردند.
the voicebox synthesizer produced a wide range of tones.
سنتزور صداگوی یک محدوده وسیعی از نواهای صوتی تولید کرد.
he recorded his voice using a digital voicebox system.
او صدای خود را با استفاده از یک سیستم صداگوی دیجیتال ضبط کرد.
the voicebox implant helped him speak more clearly.
ایمپلانت صداگوی او را به صحبت کردن واضح تر کمک کرد.
the actor warmed up his voicebox before the performance.
بازیگر قبل از اجرا صداگوی خود را گرم کرد.
voicebox failure
نیروی صوتی ناکارآمد
damaged voicebox
نیروی صوتی آسیب دیده
voicebox repair
repair نیروی صوتی
artificial voicebox
نیروی صوتی مصنوعی
voicebox surgery
جراحی نیروی صوتی
protecting voicebox
محافظت از نیروی صوتی
voicebox condition
وضعیت نیروی صوتی
voicebox exercises
ورزش نیروی صوتی
voicebox vibrates
نیروی صوتی لرزش می کند
voicebox problems
مشکلات نیروی صوتی
the child's voicebox sounded raspy after a cold.
صداگوی کودک پس از یک سرماخیز خشن بود.
he used a voicebox app to change his online persona.
او از یک برنامه صداگوی برای تغییر هویت آنلاین خود استفاده کرد.
the singer’s voicebox needed rest after the concert.
صداگوی خواننده پس از کنسرت نیاز به استراحت داشت.
the damaged voicebox required surgery to repair.
صداگوی آسیب دیده نیاز به جراحی برای تعمیر داشت.
she practiced vocal exercises to strengthen her voicebox.
او تمرینات صوتی را برای تقویت صداگوی خود انجام داد.
the voicebox modulator created a robotic sound effect.
مبدل صداگوی یک اثر صوتی رباتیک ایجاد کرد.
doctors examined his voicebox for signs of inflammation.
پزشکان صداگوی او را برای علائم التهاب بررسی کردند.
the voicebox synthesizer produced a wide range of tones.
سنتزور صداگوی یک محدوده وسیعی از نواهای صوتی تولید کرد.
he recorded his voice using a digital voicebox system.
او صدای خود را با استفاده از یک سیستم صداگوی دیجیتال ضبط کرد.
the voicebox implant helped him speak more clearly.
ایمپلانت صداگوی او را به صحبت کردن واضح تر کمک کرد.
the actor warmed up his voicebox before the performance.
بازیگر قبل از اجرا صداگوی خود را گرم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید