strong vocal performance
اجرای قوی آواز
lead vocal
آواز اصلی
vocal range
گستره صوتی
powerful vocals
آوازهای قدرتمند
vocal warm-ups
گرم کردن صدا
backup vocals
همخوانی پشتیبان
vocal coach
مربی آواز
vocal music
موسیقی بیکلام
vocal cord
تارهای صوتی
vocal tract
مجراي صوتی
vocal fold
تات های صوتی
vocal cord paralysis
فلج حنجره
vocal concert
کنسرت وکال
vocal training; vocal music.
آموزش صدا؛ موسیقی آوازی
The tongue is a vocal organ.
زبان یک اندام گفتاری است.
He became vocal with indignation.
او با خشم به بیان اعتراض پرداخت.
a vocal critic of city politics.
یک منتقد فعال سیاستهای شهری
a dark, melancholy vocal tone.
یک لحن صدای غمگین و تاریک.
the vertebrate vocal organs; a vocal defect.
اندامهای صوتی مهره دار؛ نقص صوتی
the orchestra counterpoints the vocal part.
ارکستر با بخش آواز، کنترپست میکند.
these vocal gymnastics make the music unforgettable.
این حرکات آکروباتیک صوتی باعث میشوند موسیقی به یاد ماندنی شود.
he was vocal in condemning the action.
او در محکوم کردن این اقدام بسیار فعال بود.
an awful muddy sound that renders his vocal incoherent.
صدای گل آلود وحشتناکی که صدای او را نامفهوم می کند.
he overdubbed vocals in the US.
او وکال را در ایالات متحده دوباره ضبط کرد.
he thrilled his audience with vocal pyrotechnics.
او با نمایشهای آوازی، مخاطبان خود را هیجانزده کرد.
she was gifted with an incredible vocal range.
او با یک محدوده صوتی فوق العاده با استعداد بود.
non-linguistic vocal effects like laughs and sobs.
اثرات صوتی غیر زبانی مانند خنده و گریه.
mixed the vocal track and instrumental track.
قطعه صوتی و قطعه ابزاری را مخلوط کرد.
a playground vocal with the shouts and laughter of children.
زمین بازی با فریادها و خنده های کودکان پر سر و صدا بود.
Vocal folds, also called vocal cords, are crucial here.
چینها یا تاردههای صوتی، که به آنها حنجره نیز گفته میشود، در اینجا بسیار مهم هستند.
منبع: 6 Minute EnglishYou have the visual, and then you have the vocal.
شما دید بصری دارید و سپس صدای ضبط شده.
منبع: Connection MagazineThey're letting me sing lead vocal on " Hotel California."
به من اجازه میدهند در آهنگ "هتل کالیفرنیا" خواننده اصلی باشم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5Presently, the groves so vocal, and the sky so full, shall be silent and barren.
در حال حاضر، درختان بسیار پر سر و صدا هستند و آسمان بسیار پر است، خاموش و بایر خواهد شد.
منبع: American Elementary School Original Language Course (Volume 5)She was known for her prolific career in musicals and cabaret and her soprano vocals.
او به دلیل فعالیتهای گستردهاش در موزیکالها و کاباره و صدای سوپرانویش شناخته شده بود.
منبع: PBS English NewsIranian wrestlers had vocal supporters among Iranian Americans.
گ Wrestlers ایرانی طرفداران پر سر و صدا در میان آمریکاییهای ایرانی داشتند.
منبع: VOA Standard March 2014 CollectionI'm turning on my party shoes for vocals.
من کفشهای مهمانیام را برای آواز روشن میکنم.
منبع: Selected Film and Television NewsScaramucci has since become a vocal critic of the Trump administration.
اسکاراموچی از آن زمان به بعد به منتقد صدای دولت ترامپ تبدیل شده است.
منبع: NewsweekShe's instantly on vocal cord attached......
او بلافاصله به طناب صوتی متصل است......
منبع: Natural History MuseumVoiced consonant sounds are made using the vocal cords.
صدای مصوت با استفاده از چینها یا تاردههای صوتی تولید میشود.
منبع: Emma's delicious Englishلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید