volubilities

[ایالات متحده]/ˌvɒl.jʊˈbɪl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌvɑː.ljuˈbɪl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت روان و قابل بیان بودن در گفتار؛ توانایی صحبت کردن به راحتی و به طور مداوم

عبارات و ترکیب‌ها

great volubility

روحرانی زیاد

volubility in speech

روحرانی در گفتار

volubility of expression

روحرانی بیان

excessive volubility

روحرانی بیش از حد

volubility and charm

روحرانی و جذابیت

natural volubility

روحرانی طبیعی

volubility of thought

روحرانی فکر

volubility in conversation

روحرانی در گفتگو

volubility of language

روحرانی زبان

remarkable volubility

روحرانی قابل توجه

جملات نمونه

her volubility made her the center of attention at the party.

اظهارات او باعث شد در مهمانی مرکز توجه باشد.

he spoke with such volubility that everyone was captivated.

او با چنان گویایی صحبت کرد که همه مجذوب شدند.

volubility is often seen as a sign of intelligence.

گویایی اغلب به عنوان نشانه هوش تلقی می شود.

her volubility in discussions impressed her colleagues.

گویایی او در بحث ها همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.

his volubility during presentations helped convey complex ideas.

گویایی او در ارائه مطالب به انتقال ایده های پیچیده کمک کرد.

she is known for her volubility in public speaking.

او به خاطر گویایی اش در سخنرانی در جمع شناخته شده است.

the teacher admired his volubility and encouraged him to join the debate team.

معلم از گویایی او تحسین کرد و او را تشویق کرد تا به تیم مناظره بپیوندد.

volubility can sometimes overshadow the content of a speech.

گاهی اوقات گویایی می تواند محتوای یک سخنرانی را تحت الشعاع قرار دهد.

her volubility was matched only by her enthusiasm.

گویایی او تنها با شور و اشتیاقش قابل مقایسه بود.

in a world of silence, her volubility was refreshing.

در دنیایی پر از سکوت، گویایی او دلپذیر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید