vouched for
تایید شده
vouched by
تایید شده توسط
vouched evidence
گواهی تایید شده
vouched authenticity
تایید اصالت
vouched source
منبع تایید شده
vouched support
حمایت تایید شده
vouched testimony
شهادت تایید شده
vouched claims
ادعاهای تایید شده
vouched information
اطلاعات تایید شده
vouched reputation
شهرت تایید شده
he vouched for her honesty during the meeting.
او در طول جلسه برای صداقت او تایید کرد.
she vouched that the project would be completed on time.
او قول داد که پروژه به موقع تکمیل خواهد شد.
they vouched for their friend's skills in cooking.
آنها برای مهارت های آشپزی دوستشان تایید کردند.
the witness vouched for his alibi.
شهادت دهنده برای حضوری او تایید کرد.
he vouched for the quality of the product.
او برای کیفیت محصول تایید کرد.
she vouched for his character without hesitation.
او بدون معطلی برای شخصیت او تایید کرد.
they vouched for the safety of the event.
آنها برای ایمنی رویداد تایید کردند.
the manager vouched for the team's performance.
مدیر برای عملکرد تیم تایید کرد.
friends vouched for him when he applied for the job.
دوستان او را زمانی که برای شغل درخواست کرد تایید کردند.
she vouched for the integrity of the organization.
او برای یکپارچگی سازمان تایید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید