vulgarized

[ایالات متحده]/ˈvʌlɡəraɪzd/
[بریتانیا]/ˈvʌlɡəraɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر پیچیده یا رایج‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

vulgarized language

زبان عامیانه

vulgarized culture

فرهنگ عامیانه

vulgarized art

هنر عامیانه

vulgarized humor

طنز عامیانه

vulgarized ideas

ایده‌های عامیانه

vulgarized expressions

عبارات عامیانه

vulgarized forms

فرم‌های عامیانه

vulgarized concepts

مفاهیم عامیانه

vulgarized narratives

روایت‌های عامیانه

vulgarized discourse

گفتمان عامیانه

جملات نمونه

the original artwork was vulgarized for mass consumption.

اثر هنری اصلی برای مصرف انبوه عامیانه شد.

his sophisticated ideas were vulgarized by the media.

ایده‌های پیچیده او توسط رسانه‌ها عامیانه شدند.

the book was vulgarized to appeal to a wider audience.

کتاب برای جذب مخاطبان بیشتر عامیانه شد.

many classic films have been vulgarized over the years.

در طول سال‌ها بسیاری از فیلم‌های کلاسیک عامیانه شده‌اند.

her profound message was vulgarized in the adaptation.

پیام عمیق او در اقتباس عامیانه شد.

the scientific concepts were vulgarized for educational purposes.

مفاهیم علمی برای اهداف آموزشی عامیانه شدند.

they vulgarized the complex theory into simple terms.

آنها نظریه پیچیده را به اصطلاحات ساده عامیانه کردند.

the lecture was vulgarized to engage the students better.

برای تعامل بهتر با دانشجویان، سخنرانی عامیانه شد.

vulgarized versions of the poem lack its original beauty.

نسخه‌های عامیانه شعر فاقد زیبایی اصلی آن هستند.

his once-respected theories were vulgarized by critics.

تئوری‌های زمانی مورد احترام او توسط منتقدان عامیانه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید