vulpess

[ایالات متحده]/vʌlˈpɛs/
[بریتانیا]/vʌlˈpɛs/

ترجمه

n. روباه، به ویژه در متن پزشکی یا علمی

جملات نمونه

the vulpess stalked silently through the moonlit forest, her russet fur blending with the autumn leaves.

گرگ سرابی به طور خاموش از میان جنگل ماهتابی عبور می‌کرد، پوسته‌ی نارنجی‌اش با برگ‌های پاییزی ترکیب شده بود.

a clever vulpess had been raiding the chicken coop every night for a week.

یک گرگ سراب باهوش هر شب به مدت یک هفته در حال غارت لانه مرغ‌ها بوده است.

the vulpess emerged from her den at dusk, stretching her lean body after a long sleep.

گرگ سراب در هنگام غروب از لانه‌اش بیرون آمد و بعد از یک خواب طولانی، بدن لاغر خود را کش داد.

watchers spotted a vulpess with three cubs playing near the den entrance.

ناظران یک گرگ سراب را با سه توله که نزدیک ورودی لانه بازی می‌کردند، دیدند.

the red vulpess vanished into the undergrowth like a ghost, her coat matching the fallen leaves.

گرگ سراب قرمز مانند یک شبح در زیر گیاهان محو شد، پوشش او با برگ‌های ریخته شده مطابقت داشت.

a sly vulpess sat atop the hill at midnight, her golden eyes reflecting the moonlight.

یک گرگ سراب حیله‌گر در نیمه‌شب بالای تپه نشست، چشمان طلایی‌اش نور ماه را منعکس می‌کرد.

the pregnant vulpess was preparing her den for the coming winter months.

گرگ سراب باردار در حال آماده‌سازی لانه‌اش برای ماه‌های زمستان آینده بود.

the mysterious vulpess navigated the woodland with elegant confidence and quiet purpose.

گرگ سراب مرموز با اعتماد به نفس و هدف آرام و باوقار در جنگل حرکت می‌کرد.

the protective vulpess hissed at anyone who came too close to her hidden nest.

گرگ سراب محافظ در برابر هر کسی که خیلی نزدیک به لانه‌ی پنهانش می‌آمد، هیس می‌کرد.

the sleek vulpess moved through the tall grass like a shadow, hunting for field mice.

گرگ سراب خوش‌نما مانند یک سایه در میان علف‌های بلند حرکت می‌کرد، به دنبال موش‌های صحرایی می‌گشت.

the autumn vulpess shed her summer coat, revealing a thicker, warmer fur for winter.

گرگ سراب پاییزی پوشش تابستانی خود را از دست داد و پوسته‌ای ضخیم‌تر و گرم‌تر برای زمستان نمایان کرد.

a vulpess paused at the forest's edge, her ears swiveling to catch every tiny sound.

یک گرگ سراب در لبه‌ی جنگل مکث کرد، گوش‌هایش در حال چرخیدن برای شنیدن هر صدای کوچک بود.

the curious vulpess investigated the strange object, sniffing it cautiously with her black nose.

گرگ سراب کنجکاو شیء عجیب را بررسی کرد، با بینی سیاه خود به طور محتاطانه بو می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید