wadder

[ایالات متحده]/ˈwɒdər/
[بریتانیا]/ˈwɑːdər/

ترجمه

n. ماده پر کننده (واژه جایگزین wad)؛ پر کننده؛ پر کننده گلوله (واژه جایگزین wad)
شکل‌های واژه
جمعwadders

جملات نمونه

the ducklings started to waddle along the riverbank.

پرندگان جوجه‌کشیده شروع به پیاده‌روی در کنار رودخانه کردند.

the penguin waddled awkwardly across the ice.

پنگوین با گام‌های ناامیدکننده از روی یخ عبور کرد.

a little wadder in yellow boots crossed the street.

یک کودک با کفش‌های زرد از روی خیابان عبور کرد.

the goose began to waddle toward us aggressively.

گوزن شروع به پیاده‌روی به سمت ما به صورت تهاجمی کرد.

the toddler waddled around the living room in her diaper.

کودک کوچک در کف‌پوششش در اتاق نشیمن پیاده‌روی کرد.

the cat waddled back to its food bowl after eating.

گربه پس از غذا خوردن به سوی ظرف غذایش بازگشت.

my grandmother waddled slowly down the hallway.

مادربزرگ من به آرامی در راهرو پیاده‌روی کرد.

the waddling duck became the farm's favorite attraction.

پرنده‌ای که پیاده‌روی می‌کرد، جذابیت محبوب کشاورزی شد.

the baby penguin almost fell while trying to waddle.

پنگوین جوجه‌کشیده در حال پیاده‌روی تقریباً از روی یخ افتاد.

after dinner, everyone waddled out of the restaurant.

پس از غذا، همه از رستوران پیاده‌روی کردند.

the ducklings waddled in a single line behind their mother.

جوجه‌های پرنده در یک خط پشت مادرشان پیاده‌روی کردند.

an odd-looking bird waddled across our hiking path.

یک پرندۀ ناپسند در مسیر پیاده‌روی ما پیاده‌روی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید